هرز چند گاهی برخی یادشون می ره که مسلمونا"

یا شاید مرام و منزلت مسلمانی رو فراموش می کنند

امروز به چندتا مقاله برخوردم که پاره ایی از شیوه های مدیریتی رسول خدا رو بیان می دارد

(رسولی که فقط ۲۳ سال مدیریت کرد)

 

احادیثی درباره تجارت از حضرت محمد(ص)

 
۱- قال رسول اللّه صلّى اللّه و عليه و آله و سلّم :اذا لم يكن للمرء تجارة الاّ فى الطعام طغى و بغى .


فرمود: اگر انسان به غير تجارت مواد غذايى ، تجارت ديگرى نداشته باشد دچار طغيان و معصيت مى شود.

علتش اين است كه اگر تاجر فقط مواد غذايى و خوراكى مردم را در اختيار داشته باشد ممكن است روزى طمع كرده آن را احتكار كند و يا گران بفروشد.


۲- قال رسول اللّه صلّى اللّه و عليه و آله و سلّم :من جمع طعاما يتربّص ‍ به الغلآء اءربعين يوما فقد برى من اللّه و برىِ اللّه منه .

فرمود: كسى كه يك ماده غذايى را به اميد اين كه گران شود و گران بفروشد، چهل روز نگه دارد، او از خداوند دور شده و خداوند هم از وى برى خواهد بود.


۳- قال رسول اللّه صلّى اللّه و عليه و آله و سلّم :من احتكر على المسلمين طعاما ضربه اللّه تعالى بالجذام والافلاس .
فرمود: كسانى كه موادغذايى مسلمانان را احتكار كنند، خداى متعال آنان را به بيمارى جذام و بيچارگى دچار خواهد كرد.

منبع:طب النبی " محمد جعفر واصف" به کوشش مرکز تعلیمات دیتی واشنگتن

 

برنامه ريزي اقتصادي پيامبر(ص)

«اقتصاد» در لغت عرب به‌ معنای میانه­روی و اعتدال است[1] و در اصطلاح، به «مطالعه روش تخصیص منابع فیزیکی و انسانی کمیاب، در میان خواسته­های نامحدود یا مقاصد رقیب» گفته می‌شود.[2]

مسلمانان در مکه به علت‌های گوناگونی همچون تحریم اقتصادی، بدرفتاری مشرکان و... درآمد شایسته‌ای نداشتند؛ از این رو، هنگام رفتن به مدینه به ‌دلیل پنهان­بودن هجرت، هیچ‌کدام از دارایی‌های شخصی را همراه خود نبردند. آنها در کنار مسجد نبوی كاشانه گزیدند. پیامبر(ص) نیز برای بهبود وضعیت اقتصادی، اقداماتی انجام داد که رفاه نسبی برای همه به دست آمد؛ به‌ گونه­ای که در سال­های بعد، صاحب مسکن، شغل و درآمد شدند و علاوه بر تأمین هزینه‌های خود، درآمد اضافی هم داشتند[3] تا آنجا که در سال نهم هجری به پرداخت زکات موظف شدند.[4]

 
اقدامات اقتصادی پیامبر(ص) در سال­های نخستین هجرت
 
1. برقراری عقد اخوت بین مهاجران و انصار: این کار باعث تعهداتی شد که از‌ جمله به ملزم­بودن هر برادر انصاری در کمک‌رسانی مالی به برادر مهاجر خویش می­توان اشاره داشت.[5]
 
2. بستن قرارداد مساقات و مزارعه میان مهاجران و انصار: با ورود مهاجران به مدینه، انصار قصد داشتند نیمی از دارایی‌های خود را به آنها بدهند که آن حضرت، آنان را از این كار بازداشت و قرارداد مساقات و مزارعه را میانشان برقرار ساخت.[6] با این كار، علاوه بر اشتغال­زایی و فراوانی محصول زراعی و باغی، درآمد عمومی، بالا رفت. 
      
3. ترویج و گسترش تجارت و بازرگانی: در آغاز، تجارت فقط در دست قریش بود و به مسلمانان اجازه تجارت داده نمی­شد. پیامبر(ص) با به خطر انداختن امنیت تجاری قریش در جنگ بدر و حمله به کاروان آنان توانست غنیمت‌هایی از جنگ بدر به دست آورد[7] که پس از جدا کردن خمس آن، غنایم را میان لشکریان قسمت کرد.[8] رسول اكرم(ص) درباره تجارت می­فرماید: «نه قسمت از ده قسمت روزی در تجارت، و یک قسمت در دامداری است.»[9]
 
منابع درآمدی حکومت خاتم انبیا(ص)
 
   با توجه به اقدامات اقتصادی پیامبر(ص)، وضعیت اقتصادی مسلمانان، بهبود یافت و حکومت اسلامی، منابع درآمدی گوناگونی به دست آورد:
 
1. دارایی‌های شخصی: انفاق و قرض­الحسنه که در آیات قرآن و روایات بر آن تأکید شده است.
 
2. دارایی‌های عمومی:
1-2. خراج: مالیات زمین­های كشاورزی و باغی که در مالکیت یا تصرف مسلمانان است[10] یا برای نمونه، پیامبر(ص) برای برآورد محصول خیبر و دریافت خراج، مأمورانی فرستاد.[11]
 
2-2. جزیه: از غیرمسلمانانی که زیر پرچم اسلام از امنیت جانی و مالی، و امور رفاهی و خدماتی بهره­مند شدند و با این حال، تمایلی به مسلمان­شدن هم نداشتند، مالیاتی با عنوان جزیه دریافت می­شد؛[12] برای نمونه، رسول ­خدا(ص) از اهل ایله که سیصد مرد بودند، سالانه سیصد دینار جزیه می­گرفت.[13]
   از دیگر اموال جامعه، فدیه، وقف، نذرها، کفاره‌ها، لقطه(اموال بدون صاحب)، زکات، مجهول­المالک و فعالیت­های اقتصادی و تولیدی است.
 
3. دارایی‌های حکومت:
1-3. خمس: بر مسلمانان واجب است یك پنجم هر مالی را که از راه حلال به دست می‌آورند، در صورت زیادتر بودن از هزینه‌های زندگی بپردازند. تأثیر خمس در اقتصاد اسلامی، آن است که یک مالیات نسبی است و این ویژگی،‌ سبب می­شود اندازه سود و رکود، در اختیار باشد و نیز به عنوان تثبیت‌کننده‌ای خودکار است. از آنجا که خمس بر سود خالص تعلق می­گیرد، اصل افزایش تولید به خطر نمی­افتد؛ چرا كه در آغاز، تمامی هزینه­های تولید، از سود ناخالص كاسته می­شود و باقی­مانده آن به‌ عنوان سود خالص به هر میزانی که باشد، وارد چرخه خمس می­شود.[14]
2-3. انفال: دولت بر معدن‌ها، جنگل­ها، چراگاه‌ها، زمین­ها و وسایل اختصاصی پادشاهان مالکیت دارد.[15]
 
هزینه­های حکومت
 
   بیت­المال مسلمانان در واقع، خزانه مملکت به‌ شمار می‌رود و درآمدهای آن به مصارف معینی می­رسد؛ پیامبر(ص) نیز همین‌گونه عمل می­کرد. هزینه‌های حكومت بدین شرح است:
 
1. هزینه­های امنیتی: خاتم انبیا(ص) برای امنیت جامعه، غزوه­ها و سریه­های پرشماری را پشت‌ سر گذاشت و برای تأمین تدارکات، سلاح، آذوقه و نیروهای خود از درآمد حکومت استفاده می­کرد.[16]
 
2. هزینه‌های تبلیغاتی: هرگاه حضرت در غزوه­ای پیروز می­شد، مأموری برای آموزش معارف اسلامی به منطقه فتح‌شده می‌فرستاد؛ برای نمونه پس از فتح مکه «عتاب بن اسید» را امیر آنجا کرد و «معاذ بن جبل» را برای آموزش احکام فرستاد.[17]
 
3. هزینه‌های رفاهی: یکی از وظیفه‌های مهم آن حضرت(ص) تأمین اجتماعی مردم و به ‌اصطلاح امروز، بیمه است که ایشان، قسمتی از درآمد بیت­المال را صرف افراد بی­بضاعت کرد، تا بتوانند زندگی خود را اداره کنند.
 
4. هزینه‌های زیربنایی؛ از دیگر هزینه­های حکومت، امور زیربنایی مانند تقسیم اراضی برای خانه­سازی، اختصاص محلی برای بازار، احداث حمام عمومی و... است.[18]
 
5. هزینه‌های آموزشی: پیامبر(ص) به مسئله آموزش نیز اهمیت می‌داد، پس از جنگ بدر به اسیران فرمود: «اگر هر‌یک از شما ده نفر را با‌سواد کند، آزاد خواهد شد.»[19]
 
6. هزینه‌های نظامی: بخش بزرگی از دارایی بیت­المال، در مسائل نظامی، مانند: نیروی جنگی، سلاح، آذوقه و... هزینه می‌شد. گاهی کار به جایی می­رسید که حتی پیغمبر اکرم(ص) از غیرمسلمانان سلاح قرض می­گرفت. در این باره می‌توان به نبرد هوازن اشاره كرد که حضرت از صفوان بن امیه، یکصد زره با دیگر تجهیزات از قبیل شتر به امانت گرفت.[20]
 
راهکارهای پیامبربرای بهبود وضعیت اقتصادی
 
رسول گرامی(ص) برای رفاه اقتصادی مردم، كارهایی كرد که در ابتدا به آن اشاره شد؛ اما ایشان برای جلوگیری از گرانی، حل مشکل بیکاری، تشویق به کار، ترغیب به ارزان‌فروشی و تعیین محل مناسبی برای بازار، دستورها و راهکارهایی ارائه داد.
 
جلوگیری از گرانی
 
  از مهم‌ترین عوامل گرانی، وجود واسطه‌های نابجاست و مؤثرترین عامل در جلوگیری از تورم، حذف دلال­هاست. پیامبر(ص) در این باره فرمود: «به استقبال کالا نروید تا وارد بازار شود.»[21] همچنین می­فرمود: «نباید فروشنده شهری، میانجی كالای روستایی شود.»[22] منافع این کار آن است که اولاً: با کم‌شدن واسطه غیرمفید، از افزایش قیمت­ها جلوگیری می­شود؛ ثانیاً: صاحب کالا به علت ناآگاهی از بهای آن در بازار، دچار غبن نمی­شود؛ ثالثاً: با ورود کاروانیان به  شهر، جنس در بازار عرضه شده و در اختیار همه مردم قرار می­گیرد، نه یک گروه خاص در بیرون از بازار.[23]
 
راهکار دیگر، نهی از احتکار است. پیغمبر(ص) در این باره فرمود: «هرکس خواربار را چهل روز احتکار کند، بی­گمان از خدا بیزاری جسته است و خداوند نیز از او بیزار است.»[24] راهکار سوم، تعیین ناظر بر بازار است. آن حضرت، سعید بن عاص را بر بازار مکه و عمر را بر بازار مدینه به نظارت گمارد.[25]
 
حل مشکل بیکاری و تشویق به کار
 
رسول گرامی اسلام(ص) علاوه بر مسئولیت بزرگ پیام‌رسانی الهی و عبادت، به کشاورزی و تجارت توجه داشت و دیگران را هم به کار تشویق می­کرد. ایشان دراین باره چنین فرمود: «خداوند، انسان سالم بیکار را ـ که نه به کار دنیا و نه به امر آخرت می‌پردازد ـ دشمن می­دارد.»[26] نقل شده است که مردی نزد آن حضرت آمد و کمک خواست. پیامبر خدا(ص) فرمود: «هر که از ما کمک بخواهد، او را یاری می‌دهیم و اگر بی­نیازی بورزد، خداوند، او را بی­نیاز سازد.» این فرد، سه بار نزد پیامبر(ص) آمد و هر بار، همین سخن را شنید. سرانجام با اطمینان و اعتماد به نفس گفت: «بر خدا تکیه می­کنم» و با این نیت، تیشه­ای به امانت گرفت، به جانب صحرا رفت، مقداری هیزم گرد آورد و فروخت. چند روز بعد توانست ابزار کاری فراهم سازد و باز به همین روش به‌پیش رفت تا سرمایه‌دار شد.[27]
 
ترغیب به ارزان‌فروشی
 
رسول خدا(ص) به کسی که جنس ارزان­تر از قیمت معمولی می­فروخت، فرمود: «در بازار مسلمانان، ارزان­تر می­فروشی و برای ثواب، این کار را می­کنی؟» پاسخ داد: «آری.» پیامبر(ص) نیز به او مژده داد: «هرکه بکوشد و بازار را رواج دهد، مانند کسی است که در راه خدا پیکار کرده است.»[28]
 
تعیین محلی برای بازار
 
   پیامبر خدا(ص) به مکان­یابی بازار نیز توجه داشت. روزی مردی نزد آن حضرت آمد. و گفت: «محلی را برای بازار در نظر گرفتم، ملاحظه نمی­فرمایید؟» حضرت برخاست و همراه وی رفت تا به آنجا رسید، پسندید و فرمود: «اینجا بازارگاه خوبی است، زیان ندارد و خراج هم بر شما بسته نمی­شود.»[29]
 
دستورهای پیامبر(ص) به رعایت اخلاق در اقتصاد
 
رشوه‌خواری
   اسلام، رشوه را در هر شکلی محکوم کرده است. روزی به حضرت خبر دادند كه یکی از فرماندهانش رشوه‌ای به صورت هدیه پذیرفته است، حضرت برآشفته شد و فرمود: «چرا آنچه حق تو نیست، می­گیری؟» در پاسخ گفت: «آنچه گرفتم هدیه بود.» رسول خدا(ص) فرمود: «اگر در خانه بنشینید و فرماندار من در محلی نباشید، آیا مردم به شما هدیه می­دهند؟!» سپس دستور داد هدیه را به بیت­المال بازگردانند و او را برکنار کنند.[30]
 
ربا
   حرام­خواری از جمله ربا، از نظر اقتصادی صد در صد، هزینه نهایی بر جامعه تحمیل می­کند و از سوی دیگر، مطلوبیت نهایی آن برای فرد، حداکثر و هزینه نهایی آن صفر است؛ به همین دلیل، پیامبر(ص) برای حفظ کیان جامعه اسلامی، آن را نهی کرده است تا منافع جامعه همچنان محفوظ بماند.[31] ایشان در این باره فرمود: «خداوند، رباخوار و ربادهنده و کاتب و گواهان بر آن را لعنت کرده است.»[32]
 
غش در معامله
   «غش»، پوشاندن عیب‌های تولید برای به‌ دست آوردن سود بیشتر است و به عبارت دیگر، غش در معامله، فروختن جنسی است که با چیز دیگر آمیخته شده باشد؛ در صورتی که آن چیز، معلوم نباشد و فروشنده هم به خریدار نگوید.[33] پیامبر(ص) هم فروشنده را از این كار باز داشته است و می­فرماید: «از ما نیست کسی که در معامله با مسلمانان غش کند. خداوند، برکت روزی او را می­برد و راه معاش او را می­بندد و او را به خودش وامی‌گذارد.»[34]


[1] . ابن­منظور، لسان العرب، بیروت، دارصادر، چاپ سوم، 1414ق، ج3، ص354.
[2] . ابراهیمی، حسین؛ پژوهش و تحقیقی نو در سیره نبی اعظم، قم، ثقلین، 1386ش، ص625.
[3] . صدر، سید کاظم؛ اقتصاد صدر اسلام، تهران، دانشگاه شهید بهشتی، 1374ش، ص 33 و 34.
[4]. طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ طبری، بیروت، دارالتراث العربی، 1387ش، چاپ دوم، ج3، ص125 و مسعودی، التنبیه و الاشراف، قاهره، دارالصاوی، بی‌تا، ص237. 
[5] . صدر، سید كاظم؛ پیشین، ص65 و 66.
[6] . بیهقی، السنن الکبری، بی­جا، دارالفکر، بی­تا، ج6، ص116.
[7] . صدر، سید كاظم؛ پیشین، ص 65 - 67.
[8] . واقدی، المغازی، بیروت، موسسه اعلمی، 1409ق، چاپ سوم، ج1، ص18 و 377 و ابن­سعد؛ طبقات الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیه، بی­تا، ج2، ص7.
[9] . شیخ صدوق، الخصال، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه، 1362ش، ص445. 
[10] . ابراهیمی، حسین؛ پیشین، ص664.
[11] . ابن­هشام، السیرة النبویة، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا، ج2، ص354.
[12] . ابراهیمی، حسین؛ پیشین، ص665.
[13] . واقدی، پیشین، ص786.
[14] . صدر، سید كاظم؛ پیشین، ص 111 – 115 و ابراهیمی، حسین؛ پیشین، ص 664 و 665. 
[15] . ابراهیمی، حسین؛ پیشین، ص665.
[16] . صدر، سید كاظم؛ پیشین، ص126.
[17] . واقدی، المغازی، پیشین، ج3، ص889 و ابن‌سعد، پیشین، ج2، ص104.
[18] . ابراهیمی، حسین؛ پژوهش و تحقیقی نو در سیره نبی اعظم، قم، ثقلین، 1386ش، ص676. 
[19] . ابن‌سعد؛ پیشین، ج2، ص16.
[20] . ابن‌هشام؛ پیشین، ج2، ص440 و یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، دارالصادر، بی‌تا، ج2، ص62.
[21] . انصاری، زکریا؛ فتح الوهاب، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1418ق، ج1، ص285 و الشریینی، محمد بن احمد؛ مغنی المحتاج، بیروت، داراحیاءالتراث العربی، ج2، ص285.
[22] . مقریزی؛ امتاع الاسماع، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1420ق، ج14، ص388.
[23] . حریری، محمدیوسف؛ اسلام و نظام اقتصادی، انتشارات امیری، 1362ش، ص188.
[24] . احمد بن حنبل؛ مسنداحمد، بیروت، دارصادر، ج2، ص33 و یحزم؛ المحلی، بی­جا، دارالفکر، بی­تا، ج9، ص64.
[25] . حلبی، السیرة الحلبیة، بیروت، دارالمعرفه، 1400ق، ج3، ص424.
[26] . ابن­ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تهران، اسماعیلیان، بی­تا، ج17، ص146. 
[27] . علی بن بابویه؛ فقه الرضا، مشهد، مؤتمرالعالمی لامام رضا، 1406ق، ص364.
[28] . سیوطی، الجامع الصغیر، بیروت، دارالفکر، 1401ق، ج1، ص559.
[29] . طبرانی، المعجم الکبیر، قاهره، داراحیاءالتراث العربی، بی­تا، ج19، ص264. 
[30] . جمعی از نویسندگان، تفسیرنمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، بی­تا، ج2، ص3.
[31] . ابراهیمی، پیشین، ص 654.
[32] . ابن­حبان، الصحیح، موسسه رساله، چاپ دوم، 1414ق، ج11، ص399 و طبرسی، مکارم الاخلاق رضی، 1392ق، چاپ ششم، ص426.
[33] . حریری، همان، ص200.
[34] . شیخ صدوق، ثواب الاعمال، قم، شریف رضی، 1368ش، چاپ دوم، ص286 و دیلمی؛ اعلام الدین فی صفات المؤمنین، قم، آل البیت، بی­تا، ص417. 
 
نویسنده :  فاطمه عادلي