يك نعل به خاطر يك ميخ از ثم در اومد !

يك اسب به خاطر همون ثم زمين خورد !

يك سرباز به علت افتادن يك اسب مرد !

يك بخش از يك جنگ به خاطر همون سرباز دچار نقصان شد !

.

.

.

يك لشگر به خاطر اون نقصان شكست خورد و با شكست يك لشگر سرنوشت يك كشور براي مدتها عوض شد

 و

باعث تمامي اين كار ها اشتباه يك نعل كوب بي وجدان بود .

 

 

آمار واقعی ( اشتغال زدایی !!! )

 

گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد که در 9 ماه نخست امسال تعداد شاغلان در کشور 293 هزار نفر کاهش یافته است. بنابراین عملا در این مدت، اشتغالزایی صورت نگرفته است.

برای درک بهتر، ضروری است به نحوه محاسبه شاغل و بیکار در محاسبات مرکز آمار اشاره کرد.
 
* تعریف شاغل

مرکز آمار افراد ذیل را شاغل محاسبه می‌کند:

•    تمام افراد 10 ساله و بیشتر که در طول هفته مرجع، حداقل یک ساعت کرده‌اند.

•    تمام افراد 10 ساله و بیشتر که در طول هفته مرجع، بنا به دلایلی به طور موقت کارشان را ترک کرده باشند.

•    افرادی که بدون دریافت مزد برای یکی از اعضای خانوار خود که با وی نسبت خویشاوندی دارند کار می‌کنند (کارکنان فامیلی بدون مزد).

•    کارآموزانی که که در دوره کارآموزی فعالیتی در ارتباط با فعالیت موسسه محل کارآموزی انجام می‌دهند.

•    دانش‌آموزان و دانشجویان.

•    سربازان. 


 
* تعریف بیکار 

مرکز آمار افراد ذیل را بیکار می‌داند:

•    افراد 10 ساله و بیشتر که در هفته مرجع، فاقد کار باشند.

•    افراد 10 ساله و بیشتر که در هفته مرجع یا هفته بعد از آن، آماده برای کار باشند.

•    افراد 10 ساله و بیشتر که که در هفته مرجع و سه هفته قبل از آن جویای کار باشند.


 
نکته در همین گزینه آخر است. طبق محاسبه مرکز آمار، اگر بیکاری به مدت 4 هفته دنبال کار نرود، جزو بیکاران محسوب نمی‌شود.

این افراد جزو شاغلان هم محسوب نمی‌شوند. بنابراین در زمره جمعیت غیرفعال محاسبه می‌شوند. معمولا در اقتصادهای دچار رکود، افراد بیکار پس از آن که مدت‌ها دنبال کار می‌گردند و به جایی نمی‌رسند، ناامید شده و دیگر در جستجوی کار نمی‌روند. در این شرایط، این عده از جمعیت فعال، خارج می‌شوند و در محاسبات بیکاران قرار نمی‌گیرند.

 

در چنین وضعیتی، ظاهر آمارها از کاهش نرخ بیکاری خبر می‌دهد اما حقیقت آن است که در بطن جامعه، بیکاران همچنان وجود دارند.


 
در چند سال اخیر، چنین وضعیتی در جامعه آمریکا هم حاکم بود و در حالی که آمار رسمی از کاهش نرخ بیکاری خبر می‌داد، اقتصاددانان علت آن را ناامید شدن بیکاران از یافتن کار عنوان می‌کردند، نه نتیجه اشتغالزایی.

چنین وضعیتی در اقتصاد ایران نیز حاکم است و کاهش اخیر نرخ بیکاری نتیجه اشتغالزایی نیست و اگر دولت بخواهد به این آمار اتکا کند، فقط صورت مسئله را پاک کرده و به نوعی خود را فریفته است.
 
در همین زمینه دكتر علي خاكساری استاد دانشگاه و كارشناس حوزه كار گفته است: «با نگاهي به زمينه هاي ايجاد اشتغال خواهيم ديد كه هيچ كدام از آنها در اين مدت تغييري نكرده اند و اعلام كاهش نرخ بيكاري از سوي مركز آمار به نظر مي رسد كه در راستاي ايجاد جو خوشبيني باشد.»
 
به گفته دكتر خاكساري كاهش نرخ بيكاري مستلزم افزايش بودجه عمراني دولت است كه اين موضوع در اين مدت تغييري نداشته است.

علاوه براين تاثير سرمايه گذاري بخش خصوصي براي ايجاد اشتغال جديد نيز نيازمند مدت زمان حداقل يك ساله است. همچنين با توجه به ركود در واردات ، توليد و صادرات نمي توان در اين حوزه انتظار افزايش زمينه اشتغال داشت.
 
اين استاد دانشگاه با اشاره به ترديد هايي در خصوص تغيير در معيار آمار جديد گفت: «عوامل بسيار ظريفي در مترولوژي (معيار شناسي) آمار وجود دارد كه در شرايط كنوني اساسا بحث بر سر آنها بي ارزش است. عوامل اساسي تري براي سنجش اقتصاد كشور وجود دارد و مي بايست به آنها توجه كرد.»
 
وي افزود: «بر اساس قانون، اشتغال افراد زير 15 سال غير قانوني است اما تغيير مبناي آمار از 10 به 15 سال مي تواند علاوه بر انحراف در نتيجه آمار واقعي به ناديده گرفتن اين قشر به لحاظ معضلات اجتماعي هم منجر شود.»

 

نتیجه گیری

فرمول جدید رفع بیکاری برابر است با :

مشکلات  -  م  =  شکلات

پس بیکاران عزیز کام خودتون رو شیرین کنید

 

جملات کارآفرینان

 

پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم، فهم دیگران برایمان مشکل تر، و در نتیجه امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش می یابد...



آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ، به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن به هدف خود؛ لجوج تر و مصمم تر است.



سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد.
اما آب... راه خود را به سمت دریا می ...یابد.
در زندگی، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را، در دل نرمی و گذشت باید جستجو کرد.

گاهی لازم است کوتاه بیایی.
گاهی نمیتوان بخشید و گذشت.
اما می توان چشمان را بست و عبور کرد...به مانند آب.
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز که نبینی؛
ولی با آگاهی و شناخت ...

وآنگاه بخشیدن را نیک خواهی آموخت..

بزرگترین هدیه ای که میتوان به کسی داد زمان است.
هنگامیکه برای یک نفر وقت میگذاری قسمتی از زندگیت را به او داده ای که بازپس نمیگیری

 

تقدیر، ارباب مردان ترسو است و برده مردان شجاع.

 

فردی از خدا پرسید :اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای آرزو کردن چه سود دارد؟ خدا گفت :شاید در سرنوشتت نوشته باشم؛ هرچه آرزو کرد!

 

کارمند روزیش را خودش تعیین می کند اما روزی کاسب را خدا تعیین میکند . یعنی کارمند با حقوق ثابت کارمندی ، درآمد خود را محدود میکنید اما کاسب به خدا میگویید : خداوندا در جیب ما باز است ، هرچقدر کرمت اجازه می...دهد جیب ما را پر کن . ما به کم و زیاد آن کاری نداریم بلکه صادقانه تلاش میکنیم و خداوند نیز پاداش آنرا روزانه به ما می دهد .

برگرفته از صفحات ابتدایی کتاب روانشناسی فروش استاد هادوی نیا

 

یک ثروتمند واقعی این جمله را از ذهنش پاک کرده!!!

ما باید این راه را برویم چون همه همین راه را میروند

این جمله را خط بزن و راه خودت را برو...

 

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند، یک زندگی به پایان می رسد ولی وقتی تخم مرغ به وسیله نیرویی از داخل می شكند، یک زندگی آغاز می شود.
تغییرات بزرگ همواره با نیروی درونی شروع می شود.

 

ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﺑﻨﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ. ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ. ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ!… ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﻮﮐﺲ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ، ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ. ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻫﺮ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ، ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ! ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ: ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ؟ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ِ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ، ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ.

 

به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند. * آنتونی رابینز *

 

آنكه می خواهد روزی پریدن را بیاموزد، نخست باید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالارفتن را یاد بگیرد. پرواز را با پرواز آغاز نمی كنند. * فردریش نیچه *

 

روزی دو بازرگان به حساب معامله هایشان می رسیدند.
در پایان،یکی از آن دو به دیگری گفت:طبق حسابی که کردیم من یک دینار به تو بدهکار هستم.
بازرگان دیگر گفت:اشتباه می کنی!تو یک و نیم دینار به من بدهکار هستی؟

آن دو بر سر نیم دینار با هم اختلاف پیدا کردند و تا ظهر برای حل آن با هم حرف زدند اما باز هم اختلاف ،سر جایش ماند.هر دو بازرگان از دست هم خشمگین شدند و با سر و صدا تا غروب آفتاب با هم در گیر بودند....
سر انجام بازرگان اولی خسته شد وگفت:بسیار خوب!تو درست می گویی! یک روز وقت ما به خاطر نیم دینار به هدر رفت. سپس یک و نیم دینار به بازرگان دوم داد. بازرگان دوم پول را گرفت و به سمت خانه اش به راه افتاد.

شاگرد بازرگان اولی پشت سر بازرگان دوم دوید و خودش را به او رساند و گفت:آقا،انعام من چی شد؟
بازرگان ،پنج دینار به شاگرد همکارش انعام داد.
وقتی شاگرد برگشت بازرگان اولی به او گفت :مگر تو دیوانه ای پسر؟! کسی که به خاطر نیم دینار ،یک روز وقت خودش و مرا به هدر داد چگونه به تو انعام می دهد؟!
شاگرد پنج دینار انعام بازرگان دومی را به اربابش نشان داد.
آن مرد خیلی تعجب کرد و در پی همکارش دوید و وقتی به او رسید با حیرت از او پرسید:
آخر تو که به خاطر نیم دینار این همه بحث و سر و صدا کردی، چگونه به شاگرد من انعام دادی؟!

بازرگان دومی پاسخ داد:تعجب نکن دوست من، اگر کسی در وقت معامله نیم دینار زیان کند در واقع به اندازه نیمی از عمرش زیان کرده است چون شرط تجارت و بازرگانی حکم می کند که هیچ مبلغی را نباید نادیده گرفت و همه چیز را باید به حساب آورد،اما اگر کسی در موقع بخشش و کمک به دیگران گرفتار بی انصافی و مال پرستی شود و از کمک کردن خود داری کند نشان داده که پست فطرت و خسیس است.

پس من نه می خواهم به اندازه نیمی از عمرم زیان کنم و نه حاضرم پست فطرت و خسیس باشم.
(بر اساس حکایتی از کتاب قابوس نامه)

 

روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند,ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود. مرد اول به دومی گفت: قرار نیست از شیر سریعتر بدوم کافیست از تو سریعتر بدوم و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت!



 

آدمهایی که شما را بارها و بارها می آزارند مانند کاغذ سمباده هستند، آنها شما را
می خراشند و آزار می دهند، اما در نهایت شما صیقلی و براق خواهید شد و آنها مستهلک و فرسوده..

 

 برگرفته از میلیاردر های ایران

 

100 ایده برای روابط عمومی و بازاریابی

 
ایده های کلی
1- نگذارید روزتان بدون پرداختن به حداقل یک فعالیت بازاریابی شب شوم.2- درصدی از درآمد ناخالص خود را به عنوان بودجه سالانه بازاریابی تعیین کنید.3- هر سال اهداف خاص بازاریابی را تعیین و هر سه ماه یک بار آنها را ارزیابی و تنظیم کنید.4- یک پوشه برای نگهداری ایده های بازاریابی اختصاص دهید.5- هر روز و هر ساعت کارت ویزیت را همراه تان داشته باشید.6- یک سنجاق سینه شخصی با آرم شرکت تان طراحی کنید و در جلسات به کت خود بزنید.
 
بازار هدف
7- نسبت به تحولاتی که شاید روی بازار هدف، محصول یا استراتژی بازاریابی شما تاثیر بگذارد، هوشیار باشید.8- مطالعات تحقیق بازاریابی درباره حرفه، صنعت، محصول و گروه های بازار هدف خود را بخوانید.9- آگهی های رقبای خود را گردآوری کنید و با مطالعه آنها، اطلاعاتی درباره استراتژی، ویژگی ها و مزایای محصولات آنها به دست آورید.10- از مشتریان بپرسید چرا شما را انتخاب کردند و خواستار توصیه هایی برای بهبود کیفیت شوید.11- از مشتریان سابق بپرسید چرا شما را رها کردند.12- بازار جدیدی شناسایی کنید.13- به یک فهرست پستی مربوطبه حرفه تان بپیوندید.
 
توسعه محصول
14- یک خدمت، تکنیک یا محصول جدید ارائه دهید.15- نسخه ای ساده تر، ارزان تر یا کوچک تر از محصول یا خدمت خود پدید آورید.16- نسخه ای شکیل تر، گران تر، سریع تر یا بزرگتر از محصول یا خدمت خود ارائه دهید.17- خدمات خود را به هنگام کنید.
 
آموزش، منابع و اطلاعات
18- یک تیم مشاوره در زمینه بازاریابی و روابط عمومی مرکب از همکاران و صاحبان کسب و کارهای مشابه را گرد هم آورید و به تبادل اندیشه و مسائل صنفی بپردازید.19- برای کارکنان خود یک صندوق پیشنهادات بگذارید.20- در سمینارهای بازاریابی حضور یابید.21- کتاب های بازاریابی را بخوانید.22- مشترک نشریات مکتوب و اینترنتی بازاریابی شوید.23- هر ماه یک جلسه بازاریابی با کارکنان خود بگذارید تا درباره استراتژی و وضعیت بازار بحث کنیدت و ایده های تازه بگیرید.24- به انجمن یا سازمان های مرتبط با حرفه تان ملحق شوید.25- یک پوشه را برای یافتن طراح، نویسنده وسایر حرفه ای های بازاریابی کنار بگذارید.26- یک مشاور بازاریابی جهت همفکری استخدام کنید.27- «سفری خلاق» به شه ریا کشوری مترقی داشته باشید تا تکنیک های بازاریابی آنجا را یاد بگیرد.
28- ساختار قیمت گذاری تان را تجزیه و تحلیل کنید و ببینید کجای آن نیاز به اصلاح و تنظیم دارد.29- به مشتریان امکان دهید با کارت اعتباری پرداخت کنند.30- به مشتریان ثابت، تخفیف دهید.31- شگردهای معامله پایاپای را بیاموزید. به اعضای برخی باشگاه ها، گروه های حرفه ای و سازمان ها در مقابل تبلیغ محصولات و خدمات شما در نشریاتشان تخفیف بدهید.32- برای «پرداخت های سریع» و نقد، تخفیف قائل شوید و از مشتریان ثابت به صورت قسطی پول بگیرید.
 
ارتباطات بازاریابی
33- برای مشتریان کنونی و بالقوه تان یک خبرنامه منتشر کنید.34- بروشوری از محصولات و خدماتتان را چاپ کنید.35- همراه بروشورهای خودیک برگه نظر سنجی بگنجانید که پول تمبرش را پرداخته اید. بدین ترتیب می توانید بازخورد ارزشمندی از مشتریان دریافت کنید.36- یادتان باشد کارت ویزیت درون جعبه کارایی ندارد، حتما آن را پخش کنید. به هر مشتری بالقوه دو کارت ویزیت و بروشور بدهید تا یکی را نگه دارد و دیگری را به دوستانش بدهد.37- برای هر کدام از بخش های بازار هدفتان یک کارت ویزیت و بروشور خاص طراحی کنید، (مثلا یکی برای سازمان ها و نهادهای دولتی و یکی برای کاسب و کارها و مصرف کنندگان)
38- یک پوستر یا تقویم با آرم شرکت تان چاپ کنید و به مشتریان هدیه بدهید.39- روی سر برگ، برگه های فاکس یا صورتحساب، شعار یا جمله ای در وصف فعالیت خود به چاپ برسانید.40- در بروشورهای خود نظرات مثبت مشتریان درباره کالا و خدمات خود را به چاپ برسانید.41- یک فهرست پستی جدید را امتحان کنید. اگر به ثمر ننشست، آن را به فهرست های کنونی پست مستقیم خود بیفزایید یا به فکر کنار گذاشتن فهرستی بیفتید که توقعات شما را برآورده نمی کند.42- برای بازاریابی به شیوه پست مستقیم از پاکت های رنگی یا بزرگ استفاده کنید یا نامه هایی را روی کاغذ سفید بدون خط بفرستید تا کنجکاوی گیرنده را برانگیزد.
 
رابطه با رسانه ها
43- از انتشارات نشریات جدید متوجه شوید تا اخبر خود را به رسانه و فرد مناسب بفرستید.44- در روزنامه های عادی یا اقتصادی و نشریات تخصصی مطلب بنویسید.45- مقاله ای به قلم خود چاپ کنید و نسخه های آن را برای همکارانتان بفرستید.46- در تنظیم اخبار فعالیت شرکت خود کوشا باشید و آنها را به موقع و چندین بار برای مطبوعات ارسال کنید.47- یکصدمین، پانصدمین یا هزارمین مشتری خود را در مطبوعات معرفی کنید.48- یک جایزه سالانه به راه اندازید و آن را در بوق و کرنا کنید.مثلا می توانید به بهترین کارمند سال شرکت یا سازمان خود جایزه بدهید.49- در زمینه رسانه و روابط عمومی آموزش ببینید یا مطالبی درباره آن بخوانید.50- در برنامه های رادیویی و تلویزیونی حضور یابید.51- در مورد صنعت یا تخصص خود سفارش یک برنامه تلویزیونی بدهید و آن را به شبکه محلی خود بدهید تا به عنوان یک برنامه عادی پخش کند.52- نامه ای به سردبیر روزنامه یا مجله محلی تان بنویسید و او را به ناهار دعوت کنید.53- اخبار خود را همراه عکس مربوطه به مطبوعات بفرستید.54- مرتبا روزنامه ها ومجلات را برای یافتن فرصت های روابط عمومی بخوانید.55- برای مطبوعات مقالات «راهنما» درباره حوزه تخصصی کسب و کارتان بفرستید.56- در صنعت خود تحقیق کنید و پس از کشف یافته ای مهم، آن را در اختیار مطبوعات بگذارید.
 
خدمات مشتری و رابطه با مشتری
 
57- از مشتریانتان بخواهید که بازگردند.58- تماس های تلفنی مشتریان را بدون قوت وقت پاسخ دهید.59- روی دستگاه پیامگیر تلفن، اطلاعات مهم مانند ساعات کار شرکت، مکان و فرد پاسخگو را ضبط کنید.60- روی دستگاه پیامگیر تلفن، پیامی به یادماندنی یا «نکته روز» را ضبط کنید.61- برای مشتریانتان نمایش یا هر رویداد جالب دیگر را سازماندهی کنید یا بلیت تئاتر و سینما و ... برای شان بفرستید.62- در دفترتان با حضور مشتریان یک سمینار برگزار کنید.63- تشکرنامه های دستنویس خوش خط برای مشتریان بفرستید. می توانید برای جشن تولدشان یا سایر مناسبت های سال، کارت تبریک ارسال کنید.64- مقالات جالب را کپی کنید و همراه کارت ویزیت و بروشورتان برای مشتریان کنونی یا بالقوه بفرستید.65- بخشی از وب سایت خود را به مشتریان اختصاص دهید.66- گاهی دکور محل ملاقات خود با مشتریان را از نو طراحی کنید.

 
شبکه رابط ها و تبلیغ دهان به دهان
67- به یک اتاق بازرگانی یا سایر سازمان های مرتبط بپیوندید.68- بروشور خود را برای اعضای سازمان هایی که عضویتشان را دارید، بفرستید.69- در ایام تعطیل، میهمانی تجاری بگیرید.70- پس از شرکت در یک همایش، برای شرکت کنندگان آن نامه بفرستید.
 
تبلیغات
71- در فصل هایغ اوج= فعالیت تجاری برای کسب و کارتان تبلیغ کنید.72- یک شماره تلفن راحت و به یادماندنی بگیرید.73- برای سایت اینترنتی خود، آدرس بیادماندنی انتخاب کنید و آن را در کلیه ارتباطات بازرگانی قید کنید.74- از طریق پست مستقیم، کسب و کار خود را مشترکا با سایر حرفه ای ها تبلیغ کنید.75- در یک دایرکتوری ویژه یا کتاب زرد تبلیغ کنید.76- به منظور دستیابی به بازارهای خارجی، آگهی دو یا چند زبانه چاپ کنید. این آگهی را در نشریه ای پرمخاطب قرار دهید.77- به مشتریان خود هدایای تبلیغاتی نظیر خودکار، پد ماوس یا ماگ بدهید.78- درون پاکت نامه یا مرسولات پستی، چیزی برجسته بگذارید تا کنجکاوی گیرنده تحریک شود.79- مقابل پیاده روی دفترتان به کمک لیزر یک پیام تبلیغاتی بتابانید.80- برچسب های جالبی برای نصب روی شیشه اتومبیل طراحی و بین مشتریان توزیع کنید.81- آگهی های خودرا کد گذاری و نتایجشان را دنبال کنید.82- تابلو ساختمانتان وتابلوهای راهنمای داخلی و خارجی آن را بهبود ببخشید.83- اگر فکر می کنید آرم شرکت شما منسوخ شده، آن را از نو رنگ آمیزی کنید.84- حامی مالی یک مسابقه ورزشی یا برنامه رادیویی و تلویزیونی شوید.


رویدادهای ویژه
85- در نمایشگاه های مربوط به حرفه تان، حتما یک غرفه بگیرید.86- همراه سازمان های غیرانتفاعی، مانند موسسات حمایت از کودکان معلول، اسپانسر یک برنامه یا ضیافت شوید.87- در دبیرستان ها سخنرانی کنید وبه دانشجویان درباره حرفه آینده شان توصیه کنید.88- خیابانی در منطقه جغرافیایی تان انتخاب و اعلام کنیدکه نظافت آن را سازمان یا شرکت شما برعهده می گیرد. رهگذران با دیدن نام وآرم شما، متوجه اقدام پسندیده تان خواهند شد.89- بخشی از وقت و پول خود را به سازمان های خیریه یا غیرانتفاعی اختصاص دهید و نتایج آن را در مطبوعات به چاپ برسانید.90- یک سی دی یا فیلم آموزشی درباره خدمات خود تهیه کنید.91- کتاب تالیف کنید.

 
ایده های فروش
 92- روزنامه ها ونشریات تخصصی را برای به دست آوردن فرصت های تازه تجاری و آگاهی یافتن از عزل و نصب های شرکت ها بخوانید.93- شعارها و استراتژی های بازاریابی تان را به اطلاع وکیل، حسابدار، بانکدار، تعمیرکارغ وکانون تبلیغاتی تان برسانید و بدین ترتیب نیروی فروش خود را به رایگان گسترش دهید.94- ساعات فعالیت خود را افزایش دهید.95- حتی در ایام تعطیل گروهی را جهت ارائه خدمات به مشتریان اختصاص دهید.96- نمونه های محصولات خود را در دفترتان به نمایش بگذارید.97- به مشتریان سابق تلفن بزنید یا برای شان نامه بفرستید تا آنها را دوباره جذب کنید.98- از طریق اینترنت سفارش بگیرید.99- به مشتریان اینترنتی خود اطمینان دهید که سیستم امنیتی سایت شما قابل اعتماد است.100- از زمان پاسخگویی به سفارش ها بکاهید و روند سفارش مجدد را تسهیل کنید.
 

انبارهای غول‌آسای بزرگترین فروشگاه آنلاین

 

ده ها هزار کارمند آمازون این روزها در ساعات کاری بسیار طولانی با جمع آوری، بسته بندی و ارسال میلیون ها کالای مختلف، خود را برای سایبر ماندِی، یعنی بزرگ ترین روز خرید آنلاین در سال، آماده می کنند.

 

سایبر ماندِی در واقع به اولین دوشنبه بعد از جمعه سیاه اطلاق می شود. در جمعه سیاه مردم به طور سنتی برای خرید سال نوی میلادی به فروشگاه ها هجوم می برند، در حالی که در سایبر ماندِی مردم خریدهای سال نوی خود را به صورت آنلاین انجام می دهند.

اصطلاح سایبر ماندِی برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ به کار برده شد. از آن موقع تا به حال این روز به شلوغ ترین و هیجان انگیز ترین روز برای خریداران آنلاین و همچنین فروشگاه های اینترنتی تبدیل شده.

آمازون در سایبر ماندِی سال ۲۰۱۲ حدود ۲۷ میلیون فقره کالا فروخت، یعنی ۳۰۶ مورد در ثانیه. این شرکت برای مدیریت این حجم عظیم کالاها، هزاران کارمند فصلی را در ماه منتهی به کریسمس به کار می گیرد.

 

کشورهای عضو WTO به تدریج از داد و ستد با ایران پرهیز خواهند نمود

امضاء پیمان جدید سازمان تجارت جهانی WTO خبر مسرت بخشی برای سه چهارم کشورهای دنیا بود، اما متأسفانه اصلاً خبر خوبی برای ایران نبود و هیچ نفعی برای کشور ما در بر ندارد. زیرا یک دلار از یک تریلیون دلار هم نصیب ما نخواهد شد! درکل سر ایران باز هم بی کلاه ماند. 

رئيس مركز تجارت جهاني ايران درخصوص امضاء پیمان تجاری سراسری جهانی اظهار داشت: باتوجه به برگزاری مجمع عمومی سازمان تجارت جهانی WTO با حضور مقامات ارشد ۱۵۹ کشور عضو در بالی اندونزی، دقایقی قبل مطلع شدم که پس از سالها گفتگو و رایزنی مقامات سازمان تجارت جهانیWTO با کشورهای عضو، بالاخره پیمانی جهانی درخصوص گسترش تجارت بین اعضاء به امضاء ۱۵۹ کشور عضو رسید که امضاء این پیمان جدای از روان سازی تجارت کشورهای عضو، نوعی پیروزی و موفقیت برای سازمان تجارت جهانیWTO نیز محسوب می شود. 

وی افزود: بر اساس این توافقنامه، کشورهای عضو سازمان تجارت جهانیWTO از طریق تسهیل تشریفات گمرکی میتوانند سهمی از یک تریلیون دلار سودی که برای اقتصاد جهانی بوجود خواهد آمد را داشته باشد ضمناً اجرایی شدن این پیمان موجب اشتغال بیش از۲۰ میلیون نفر کارجو در سراسر جهان خواهد شد. همچنین این پیمان به فقیرترین کشورهای عضو سازمان تجارت جهانیWTO توانایی خواهد داد تا با معافیت از عوارض گمرکی، کالاهای تولیدی خود برای آسانتر به فروش برسانند. 

علیپور تصریح نمود: امضاء پیمان جدید سازمان جهانی تجارتWTO خبر مسرت بخشی برای سه چهارم از کشورهای دنیا بود اما متأسفانه اصلاً خبر خوبی برای ایران نبود و هیچ نفعی برای کشور ما در بر ندارد زیرا یک دلار از یک تریلیون دلار هم نصیب ما نخواهد شد!! درکل سر ایران باز هم بی کلاه ماند. تا زمانیکه کشور ایران وارد دهکده جهانی تجارت نشده و به عضویت سازمان تجارت جهانی WTO درنیاید هیچ سهمی از تجارت جهانی را بدست نخواهد آورد و کشورهای قدرتمند دنیا و ۱۵۹ عضو سازمان تجارت جهانی، ایران را بطور جدی به بازی نخواهند گرفت. هرچند اطمینان دارم که پیوستن ايران به سازمان تجارت جهانی WTO در هاله ای از ابهام فرو رفته و عضویت کشورمان در سازمان تجارت جهانی طی ده سال آینده تقریباً غیرممکن می باشد.

وی تأکید نمود: مهمترین موانع اصلی در پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی، رأی منفی آمریکا است که مطمئناً باعث میشود تا اجماع لازم بنفع ما بوجود نیامده و پذیرش ایران مورد موافقت قرار نگیرد. واقعیت را نباید کتمان کرد زیرا آمریکا از نظر اقتصادی بسیار قدرتمند و برهمین اساس غالب اعضاء نیز از آن کشور حرف شنوی دارند. مخالفت این کشور بر تصمیم سایر کشورها بسیار تأثیر گذار است البته جدای از آمریکا، حتی اگر یک عضو ضعیف هم با پذیرش ایران مخالفت کند باز هم عضویت ایران در دستور کار WTOقرار نمی گیرد. بطور مثال عضویت کشور بزرگی همچون روسیه در دستان کشور کوچک گرجستان محبوس شده بود که بالاخره با پادرمیانی قدرتهای بزرگی همچون آمریکا پس از ۱۸ سال این گره باز شد و عضویت روسیه مورد موافقت قرار گرفت. 

حال جدای از آمریکا و همپیمانان اروپایی اش، کشوری همچون اسرائیل نیز در برابر عضویت ایران قرار دارد که باتوجه به اختلافات ریشه ای و اعتقادی ایران با دولتمردان صهیونیست و درخواست مکرر دولت ایران درخصوص محو آن کشور از صحنه روزگار، مطمئناً وجود آن کشور مانع بزرگی بر سر راه عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی خواهد بود. حال برای رفع این مانع یا باید از اصول اعتقادی و شعارهای داده شده کوتاه بیائیم و یا فعلاً عطای عضویت ایران در WTO را به لقایش ببخشیم. بالاخره آمریکا و همپیمانانش از این مسئله بعنوان حربه ای سیاسی علیه ایران سود خواهند جست. با این تفاسیر برخی دیدگاه ها در آمریکا نیز با انگیزه های سیاسی از عضویت ایران در این سازمان حمایت میکنند. لکن اعتقاد بر این است که قرار گرفتن ایران در لیست انتظار پیوستن به WTO متضمن منافع آمریکاست، البته در شرایط فعلی حتی برخی از بنگاههای اقتصادی این کشور و صاحبان صنایع بزرگ نیز مخالفت آمریکا با عضویت ایران در سازمان را بیش از همه به ضرر آمریکا و به نفع اروپا ارزیابی می کنند. با این همه بیش از هفت سال است که ایالات متحده امریکا از پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی جلوگیری می نماید.

علیپور در ادامه با اشاره به اعمال تحریمهای خارجی می افزاید: درکل چنانچه در فضای پرتنش سياسی قرار داشته باشيم مطمئناً با سخت گيریهايی در روند الحاق ايران به سازمان تجارت جهانی مواجه میگردیم که در این راستا اعمال تحريمها نیز باعث تاخير در روند اين الحاق خواهد شد که آن وقت ايران بايد شرايط سختگيرانه تری را برای اين الحاق بپذيرد. البته یکی از مهمترین توصيه های مسئولین سازمان تجارت جهانی به همه کشورهايی که خواهان عضویت میباشند اين است که اين کشورها اول حمايت سياسی کشورهای عضو را جلب کنند. پس در اين بين طبيعی است زمانی که تنش سياسی با دنيا و به خصوص کشورهای مهم و اثرگذار داشته باشيم از حمايت سياسی آنها نیز محروم هستيم و اينکه فکر کنيم در هنگام مذاکره، هرچند مشکلات سياسی عميق با ايـران دارند حتماً هنگام مذاکـره ايـن مشکلات را فراموش و بدون ملاحظات سياسی در خصوص مسايل تجاری با ما مذاکره میکنند کاملاً در اشتباه بوده و فکری غلط در سر داریم. 

رئيس مركز تجارت جهاني ايران خاطرنشان کرد: توافق کشورهای عضو WTO و امضاء پیمان تجاری فواید زیادی را برای اقتصاد جهان درپی خواهد داشت و از این پس تجارت بین کشورهای عضو روانتر از گذشته انجام خواهد شد و سطح مبادلات تجاری از نظر حجم و هم بابت رقم رشد چشمگیری پیدا خواهد کرد و لیکن کشورهای عضو این سازمان فقط باهم تجارت خواهند کرد و رفته رفته از معامله و داد و ستد با کشورهای غیر عضو همچون ایران پرهیز خواهند نمود. نکته مهم این است که اگر این پیمان بدرستی اجرا و به اهداف پیش بینی شده دست یابد موفقیت بزرگی برای سازمان تجارت جهانیWTO محسوب خواهد شد و قدرت این سازمان را بیش از پیش افزایش خواهد داد، اما چنانچه پیمان تجاری جدید از قوه به فعل تبدیل نشده و به اهداف خود دست نیابد ضربه محلکی بر پیکره سازمان تجارت جهانیWTO وارد خواهد کرد و شاید ادامه فعالیت این سازمان در آینده را نیز در هاله ای از ابهام فرو ببرد.

منبع خبر

مقایسه ارقام بودجه ۹۳ با ۹۲ + جدول

 

ارقام کلان بودجه

قانون بودجه 92

لایحه بودجه 93

درصد تغییر

سقف بودجه

727000 میلیارد

783000 میلیارد

7.7

بودجه عمومی دولت

210000 میلیارد

195000 میلیارد

7.2-

هزینه (بودجه جاری)

128000 میلیارد

143000 میلیارد

11.7
 

درآمد هدفمندی یارانه‌ها

50000 میلیارد

38800 میلیارد

23.4-

درآمد مالیاتی

45851 میلیارد

66097 میلیارد

44.1

سقف معافیت مالیاتی حقوق ماهانه

833000

1000000

20

جبران خدمات کارکنان دولت (حقوق)

50213 میلیارد

63103 میلیارد

25.6

بودجه شرکت‌های دولتی

535796 میلیارد

587867 میلیارد

9.7

کسری تراز عملیاتی (در لایحه)

29500 میلیارد

50000 میلیارد

69.4

تملک دارایی‌های مالی

25900 میلیارد

14181 میلیارد

46-

تملک دارایی‌های سرمایه‌ای (عمرانی)

56443 میلیارد

37805 میلیارد

33-

مالیات واردات خودرو

2205 میلیارد

1164 میلیارد

47-

بهره مالکانه معادن 

800 میلیارد

1800 میلیارد

125

منابع حاصل از ارزش صادرات نفت خام و میعانات گازی

61434 میلیارد

77799 میلیارد

26.6

 

 

 

مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 پنس اضافه تر می دهد!


می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست پنس اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست پنس را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی ...
گذشت و به مقصد رسیدیم .

موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟ گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم .با خودم شرط کردم اگر بیست پنس را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم! تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد . من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست پنس می فروختم!!

نقل از :

شغل بازاریابی در ایران

بازاریابی و مدیریت بازاریابی یکی از پر فروش ترین شغل های جهان است که سالهاست در لیست پردرآمد ترین شغل های جهان قرار می گیرد اما چرا جویندگان کار در ایران دوست ندارند بازاریاب شوند.

۱. آموزش نادرست


رشته بازاریابی در کشور پایگاه آموزشی و علمی درستی ندارد بنابر این کسانی که در این رشته مهارت دارند اغلب در رشته های دیگر تحصیل کرده اند. پس اولویت استخدامی شان رشته تحصیلی شان است. به این ترتیب چندان در پی استخدام شدن در بخش فروش نیستند.

۲.مزایای ناکافی


حقیقت این است که تا فروشنده خوب نباشد بهترین محصولات و خدمات هم روی دست کارفرماها و کارآفرینان می ماند بنابر این مدیران معمولا توجه ویژه ای به بخش فروش و کارکنان آن دارند این در حالیست که در ایران این امر کمتر مورد توجه قرار می گیرد و اغلب حقوق وپورسانت های بسیار اندک پرداخت می شود که به هیچ وجه پاسخگوی زحمات این قشر نیست.

۳.باور عمومی غلط


بازاریاب هنرمندی است که تلاش می کند با ارائه مناسب یک محصول پروسه فروش را تسریع کند این در حالیست که در کشور بازاریابان به افراد دغلی تعبیر می شوند که با چرب زبانی می خواهند مردم را وادار به خرید کنند.

خیلی ها حاضرند بیکار بمانند اما بازاریابی نکنند! تنها به سبب تصورات نادرست از این شغل

۴.بازاریابی شغل مردانه است


برخی تصورات براین است که این شغل یک حرفه کاملا مردانه است در حالی که در بسیاری از شرکت های موفق اکثر کارکنان و مدیران این بخش خانم ها هستند.

واقعا همیشه لازم نیست در پروسه فروش یک محصول از ظرافت های زنانه بهره برد. اگر اصول کار را بدانی مشتری همیشه خریدار یک محصول خوب است. امری که بسیاری آن را جدی نمی گیرند و به همین دلیل شکست می خورند.

۵. بازاریابی شغل دائمی نیست


متاسفانه تصور عمومی جامعه ما بر این است که بازاریابی شغلی موقت است و برای دراز مدت نمی توان بر روی آن حساب کرد در حالی که تا زمانی که تولید هست فروش هم هست. اگر تعدیل نیرویی در یک سازمان صورت بگیرد بازاریابان خوب و موفق در ته لیست خواهند بود.

منبع

استادان دانشگاه مهمترین علت عقب ماندگی ایران


استادان دانشگاه مهمترین علت عقب ماندگی ایران - دكتر ارسطو برهان پور


علت کندی پیشرفت ایران در چیست؟

چرا ما که بر فرض علل عقب ماندگی را کشف کرده ایم ، نباید دارای بالاترین رشد و توسعه همه جانبه (نه فقط رشد و توسعه اقتصادی که تنها یک عامل بهبود زندگی است ) باشیم؟
ممکن است فرضیات فراوانی جهت پاسخ به این سوال مطرح باشد اما این نوشتار در پی نشان دادن پایه های نظری برای این فرضیه است که :

در حال حاضر علی رغم تمامی ادعاهای واهی استادان دانشگاه، عامل اصلی  کندی رشد ایران استادان دانشگاه هستند.

پی ریزی این فرضیه از آنجا آغاز می شود که مسائل و مشکلات در جامعه امروز ایران برای همگان آشکار است حال این سوال مطرح می شود که آیا این مسائل قابل حل هستند؟آیا حل شدن آنها در مکانهای دیگر دلیلی آشکار برای حل آنها در تمام مکانهای دیگر نیست؟با مثبت بودن جواب این سوال به اینجا می رسیم که چه کسانی باید علل پیدایش مشکلات آشکار تر از روز را که تمام مردم بر انها واقفند را کشف کرده و سپس برای حل آن راه حل ارائه دهند؟آیا به جز این می رسیم که عالمان هر مشکل می بایست این وظیفه را بر عهده گرفته و حل کنند؟آیا استادان دانشگاه در این امر وظیفه اصلی را بر عهده ندارند؟


با مطرح شدن چنین سوالاتی استادان و افراد دیگر جامعه که در اکثر اوقات تحت تاثیر آنها قرار دارند( یعنی دانشجویان و بر خی از مردم )  فورا استادان را از این کوتاهی رهانیده و مشکل را به گردن عواملی دیگر می اندازند.عواملی مانند این که به حرف ما گوش نمی دهند.ما را در بازی اداره کشور راه نمی دهند و نظر ما را نمی خواهند.


با توجه به اینکه نگارنده در برترین دانشگاههای کشور به تدریس مشغول است و از نزدیک با سطح سواد ، رفتار و نگرش استادن محترم در حال زندگی روزمره است ، با معرفی نکات زیر در پی نشان دادن این امر است که اولا بهانه های فوق لااقل برای اکثر استادان جز گرفتن چهره فهمیده بودن و روشنفکر بودن و طلبکار نشان دادن خود چیز دیگری نیست و مردم و دانشجویان از همه جا بی خبر نیز به اشتباه این شانه خالی کردن را آویزه گوش خود نموده اند.از آنجا که توانایی حل مسئله و توسعه علمی استادان در نحوه تحقیقات و پایان نامه ها نمود پیدا می کند ، نکات زیر نشان می دهد که در صورتی که بهانه های بالا مثل گوش ندادن به حرف استادان و دور کردن آنها از اداره امور نیز حل شود باز هم دردی دوا نخواهد شد چرا که با عرض معذرت مشکل در بی سوادی استادان پر مدعا است.

الف ) سطح توانایی تاسف آمیز در تولید علم و پژوهشهای کاربردی و نظری
با عرض تاسف حتی استادان دانشگاههای پر اسم و رسم  به دلالیلی همون چند شغله بودن ، مشکلات زندگی و شخصی کمتر در پی  تولید علم و مقالات کاربردی بوده و برای همین  روشهای آن را نیز کمتر فراگرفته اند.فاجعه آنجا نمود بیشتری پیدا می کند که بسیاری از این اساتید خصوصا در رشته های علم انسانی و سپس مهندسی توانایی استفاده علمی از اینترنت و بانکهای اطلاعاتی علمی را نیز ندارند.نگارنده می تواند با قطعیت بگوید اگر ما بسیاری از این استادان دانشگاههای مشهور و غیر مشهور کشور را چندین روز در اتاقی در بسته و بدون ارتباط با دیگران به همراه کتابهای دلخواه و اینترنت آزاد بگذاریم دریغ از نوشتن حتی یک مقاله علمی و تولید علم.

 ب ) طمع بی نهایت برای چاپ مقالات – به تلاش دانشجویان به نام و کام استادان
مشکل بالا آنجا بیشتر اثبات  و پشتیبانی می شود که این استادان با طمع زاید الوصفی در پی چاپ مقاله های بی تلاش و شیرین از پس فشار به دانشجویان در کلاسها می باشند.دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاهها تهران و کشور حتما با این پدیده مواجه هستند که اگر آخر کلاس مقاله ای ندهند و بالای مقاله هم اسم مبارک استاد نباشد نمره خوبی از کلاس نخواهند گرفت.جالب اینجاست که حتما باید اسم مبارک استاد به عنوان نفر اول مقاله چاپ شود چون امتیاز بیشتری برای انها دارد تا زودتر دانشیار و استاد تمام شوند.در اینجا این سوال تاسف بار را باید از این استادان پرسید که آیا این شیوه رشد  و افزایش مرتبه و حقوق عین گذاشتن لقمه ای حرام در کف دست نیست؟آیا این استادان انکار می کنند که افزایش حقوق آنها در پس استثمار دانشجویان و در پی تلاش دیگران بوده است؟آیا این راه پیشرفت امری جز دروغ نیست؟

ج ) لقمه ای به نام پایان نامه
استادان همواره حرص بی نهایتی برای راهنما شدن در پایان نامه ها دارند.اولین دلیل در این است که راهنمایی و سپس مشاوره پایان نامه ها امتیاز پایه ای آنها را بالا می برد و موجب ارتقاء رتبه آنها می شود.دومین دلیل این است که پایان نامه ها بسان سرازیر شدن پولهای باد آورده ای می شود که برای آنها زحمت خاصی نمی کشند.اگر راهنمایی یک پایان نامه دکتری موجب افزایش  6 میلیون تومانی در درآمد شود چرا باید این لقمه را از دست داد؟درآمدی بی تلاش ولی خوش طعم و گوارا.

 چنین مزایایی برای پایان نامه ها وضع را به جایی رسانده است که:

1- گاهی  در گروههای آموزش بر سر گرفتن پایان نامه ها نزاعهای حیرت انگیزی برپاشده و موجب کدورتهای عمیقی بین استادان می شود.
2- دانشجویان در قبل از اخذ پایان نامه و در مراحل تردید برای انتخاب استاد راهنما و مشاور بسیار مورد تکریم و احترام استادان هستند ولی بعد از قطعی شدن کار ورق کاملا بر می گردد.
3- در صورتی که دانشجویی خطا کرده و با افراد قدرتمند گروه پایان نامه نگیرد در باقی راه حسابش با کرام الکاتبین است.برای همین دانشجویان بسیاری از اوقات با استادانی پایان نامه می گیرند که خالی از سواد ولی حاوی قدرت زیادی در گروه بوده و یا افراد کینه ای  تشریف دارند.

د ) پرت بودن از فضای روشهای علمی و پژوهشی( مخصوص استاد راهنما ، مشاور و داور)

1- این روش دیگه قدیمی شده یا پیچیده نیست استفاده نکن
در بسیاری از موارد دانشجویانی دیده می شوند که استاد راهنما ، مشاور یا داور به آنها فشار می آورد که روش استفاده شده شما قدیمی شده است.گاهی به آنها گفته می شود که روش شما خیلی ساده است و مثلا در سطح کارشناسی ارشد و دکتری نیست بلکه در سطح کارشناسی است. این فاجعه از آنجا نمود پیدا کرده است که این استادان می پندارند برای خوردن لقمه باید حتما لقمه را از پس گردن خورد.ایشان توجه ندارند که سطح دکتری یا کارشناسی ارشد به سطح سوال و کشف و تبیینی است که پایان نامه انجام می دهد و برای همین اگر یک سوال مهم د ارای راه حلی ساده باشد این بهترین حالت است نه مایه شرم ساری.از نظر ایشان حاصل ضرب و تقسیم و حتی آمار توصیفی که دقیق ترین نوع آمار است و یا آمار پارامتریک اولیه قدیمی شده اند و یا دارای پیچیده گی های لازم نیستند !! 

2- تمرکز بر غلط گیری املایی
دانشجویان پس از اینکه پایان نامه داده شده به استادان را پس می گیرند در بسیاری از موارد با چیزی به جز غلط گیری های املایی و شکلی مواجه نمی شوند.از این نظر استادان ظاهرا نقش علمی خود را در ارتقاء ادبیات فارسی و نوشتاری محدود دیده اند

3- منابع کهنه هستند.
مورد حیرت انگیز دیگری که جدیدا در بسیاری از داوری ها و راهنمایی های پایان نامه ها و همچنین داوری مقالات ظاهرا علمی – پژوهشی دیده می شود تاکید بر روی جدید بودن مقاله است.چنین استادانی شاخصه ای مهم به نام مربوط بودن منابع را قربانی جدید بودن آنها می کنند.از نظر آنها هر موضوعی باید دارای ادبیات موضوعی و یا تجربه قبلی بوده باشد و علاوه بر آن نیز تجربه در زمان جدید رخ داده باشد. آنها هیچگاه از خود نپرسیده اند که اگر سوال و مسئله تحقیقی برای اولین بار مطرح شده باشد چه تجربه ای باید برای آن یافت و یا اگر موضوعی بر گرفته از یک موضوع قدیمی در حالت جدید باشد دانشجوی بیچاره از کجا چاره ای برای چنین ایرادی بیابد؟


داوران بی سواد و پر مدعا
گاهی به دلایلی مانند باند بازی درون گروهی ، جلوگیری از بیکار ماندن استادانی که کسی طرفشان نمی رود و داوطلب شدن شخصی استادی که در صدد بیکار نماندن یا خودنمایی است داوری پایان نامه ها به کسانی داده می شود که علی رغم ادعای فراوان حتی از ادبیات اولیه تحقیق نیز باخبر نیستند.غالب چنین استادانی به دلیل همزمانی عدم علم در موضوع و ادعای فراوان  ، داوری های وحشتناکی از خود بروز داده و از حرف خود نیز ذره ای کوتاه نمی آیند. فاجعه آنجا به فوران می پردازد که استادان راهنما و مشاور نیز به دلیل بی سوادی توانایی تشخیص داوری اشتباه استاد داور را ندارند و بدین ترتیب در نهایت آوار سنگینی بی سوادی و پرمدعایی استادان راهنما ، مشاور و دارو بر سر دانشجوخراب شده و اوست که باید معضلی جدید با نام اجرای یک فرمان اشتباه و غیر علمی را بگیرد.  

نتیجه گیری، علت و چاره
همانطور که دیده می شود علت عدم رشد کافی کشور در عدم توانایی حل مشکلات و شناسایی عوامل تسریع کننده رشد در بخشهای مختلف است.این مهم که وظیف استادان دانشگاه هاست تاکنون به خوبی صورت نگرفته است. از طرفی عدم تفاوت قابل ملاحظه سوابق اجرایی آنها نیز مزید بر علت شده تا بگوییم بهانه های آنها ، گرفتن چهره طلباکارانه و روشنفکر گونه آنها هیچکدام موجب این نمی شود که چنین فرضیه ای در مورد مسئولیت استادان مردود اعلام شود.رفتار استادان در اغلب موارد به رفتار عوام بی سواد ولی بی ادعایی می ماند که تنها خود مشکل را کشف کرده و با اعتراض آن را آشکار می کنند ولی هیچ راه حل درستی برای آن ارائه نمی دهند.



با این توصیف ها همانگونه که عقب ماندگی علمی اصلی ترین عامل عقب ماندگی کشور معرفی می شود همین عامل نیز عامل عدم رشد سریع تر ما نیز خواهد بود. از آنجا که استادان دانشگاه حامل علم کشور هستند ، عامل مهمی نیز برای حل این مشکلات هستند.

 ضمن تاکید بر اینکه سایر عوامل نیز در رشد غیر کافی ایران موثر به نظر می رسند...

استادان فرهیخته و دانشمند که مصداق این نوشتار نیستند، بخوبی می دانند که مشکل اصلی دانشگاه های ما  حضور استادان کم کار، کم سواد، کم مطالعه، پرمدعا وبی خاصیت در سیستم بسته و بیمار هیات علمی هاست و اگر دانشگاه یک کشور اصلاح شود آن مملکت نیز بهبود خواهد یافت.

منبع پژوهش

نتایج یک تحقیق

 

مهمترین انگیزه دختران و پسران از رفتن به دانشگاه

 

هدف از انجام این پژوهش، بررسی عوامل و انگیزه‌های مؤثر در ورود دختران به دانشگاه (پس از اجرای سیاست بومی‌گزینی در دانشگاه‌ها) نسبت به پسران، در بین دانشجویان دانشگاه ‌بروجردی است. این پژوهش با روش پیمایشی به انجام رسیده است. حجم نمونه این پژوهش با بهره‌گیری از فرمول کوکران شامل ۲۵۰ نفر (۱۰۰ مرد و ۱۵۰ زن) برآورد گردیده که به روش نمونه‌گیری از نرم‌افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.



افزایش حضور دختران در دانشگاه
یکی از مهم‌ترین تحولات جامعه ایران در چند دهه اخیر، گسترش آموزش عالی در سطوح و مقاطع گوناگون است. یکی از پیامدهای آن٬ افزایش ورود دختران به دانشگاه و کاهش نسبی ورود پسران است که در چند سال اخیر توجه صاحب‌نظران اجتماعی و مسئولان کشوری را به خود جلب کرده است.

پس از دو سال از اجرای سیاست بومی‌گزینی در دانشگاه در سال ۱۳۸۹ از مجموع یک میلیون و ۳۱۴ هزار و ۲۸۶ داوطلب به طور تقریبی از ۵۱۸ هزار و ۴۲۸ نفر دختران 61.2 درصد ورودی‌ها را تشکیل می‌ دهند. در سال ۹۱ از مجموع یک میلیون ۱۳۲ هزار و ۸۷۷ داوطلب حدود ۶۰ درصد از ورودی‌ها دختران و حدود ۴۰ درصد پسران هستند.

اهمیت و ضرورت پرداختن به این مقوله را دو ویژگی، برجسته می‌کند: ویژگی نخست اینکه زنان به عنوان عضوی از نیروی فعال جامعه هستند٬ لذا باید آنها را به منزله سرمایه انسانی مؤثر در توسعه دانایی قلمداد نمود که کارکردهای اساسی و بنیادی دیگر مانند فرزندپروی٬ مدیریت خانواده و جامعه‌پذیری فرزندان را در نهاد خانواده برعهده دارند. ویژگی دوم اینکه آثار و پیامدهای این مسئله به منزله موضوعی میان‌رشته‌ای، نظر برنامه‌ریزان را در حیطه‌های علمی٬ فرهنگی٬ سیاسی٬ اجتماعی و حتی اقتصادی به خود جلب کرده است.

باتوجه به پیامدهای این مسئله اجتماعی، این پژوهش در پی بررسی عوامل و انگیزه‌های مؤثر در ورود دختران به دانشگاه در مقایسه با پسران است. 

سؤال مهمی‌که مطرح می‌شود این است که دلایل و عوامل واقعی (انگیزه‌های مؤثر) سبقت گرفتن دختران از پسران در ورود به دانشگاه کدام‌اند؟ آیا ساختار و فرهنگ لازم برای این تغییر مهیا شده است؟

روش‌شناسی پژوهش
باتوجه به نوع متغیر وابسته، می‌توان گفت این پژوهش یک پژوهش گذشته‌نگر است که در آن پژوهشگر باتوجه به متغیر وابسته به بررسی عوامل احتمالی وقوع آن می‌پردازد. به بیان دیگر، پژوهشگر سعی بر آن دارد که از معلول به علت احتمالی که از نوع علی- مقایسه‌ایست، بپردازد.

متغیرهایی چون کشش محیط دانشگاه، انگیزه سیاسی، پایگاه برتر، کسب علم و دانش، تمایل به ازدواج و انگیزه اقتصادی، بر متغیر وابسته، یعنی انگیزه ورود به دانشگاه، تأثیر دارد.

اطلاعات جمعیت‌شناختی پاسخگویان
اولین یافته این پژوهش نشان می‌دهد کم‌سن‌ترین پاسخگویان ۱۸ ساله و بیشترین سن بیش از ۲۵سال است. میانگین سن دانشجویان برابر با 21.4 سال است. همچنین به بررسی محل زندگی دانشجویان قبل از ورود به دانشگاه پرداخته شد که در این بخش ۳ استان لرستان، ایلام و خوزستان که استان‌های بومی‌ شناخته شده‌اند و گزینه سایر برای آنانی است که متعلق به این سه استان نیستند. از مجموع ۲۵۰ نفر 49.6 درصد (برابر با ۱۲۴ نفر) در استان لرستان، 27.2 درصد (برابر با ۶۸ نفر) در استان ایلام، 12 درصد (برابر با ۳۰ نفر) در استان خوزستان و 11.2 درصد (برابر با ۲۸) در سایر استان‌ها زندگی می‌کردند. باتوجه به ارقام موجود 88.8 درصد از دانشجویان متعلق به ۳ استان منطقه (بومی) هستند.

انگیزه اقتصادی برای حضور پسران در دانشگاه
دومین یافته این تحقیق حکایت از آن دارد که انگیزه اقتصادی برای پسران انگیزه مهم‌تری برای ادامه تحصیل است.

 


انگیزه سیاسی برای پسران مهم‌تر است
سومین نتیجه این پژوهش نشان می‌دهد انگیزه سیاسی برای پسران عامل مهم‌تری نسبت به دختران برای ورود به دانشگاه است. یکی از مسائل اساسی در جامعه افزایش میزان مشارکت زنان در فعالیت‌های سیاسی است. تمایل به حضور در محافل، انجمن‌ها و سازمان‌های دولتی و غیردولتی و فعال بودن و مسئولیت‌پذیری در آنها، می‌تواند حضور هرچه فعال‌تر زنان را موجب می‌شود. 

در حال حاضر تغییر اساسی در نوع نگرش و آگاهی دختران به وجود آمده که می‌توانند در سیاست و نقش‌های حیاتی و کلان جامعه مشارکت داشته باشند، اما این نگرش و انگیزه در دختران نسبت به پسران کمتر است. 

کسب پایگاه برتر برای دختران
چهارمین یافته تأکید دارد که کسب پایگاه برتر برای دختران عامل مهم‌تری برای ادامه تحصیل است. از آنجایی که یکی از مهم‌ترین کارکردهای دانشگا تغییر جایگاه و موقعیت اجتماعی افراد است تمامی ‌اقوام و گروه‌های اجتماعی برای کسانیکه مدارج عالی را طی می‌کنند، احترام قائلند و افراد تحصیل‌کرده دارای شأن و منزلت بالایی در نزد عامه مردم‌اند. این کارکرد دانشگاه سبب افزایش ورود دختران به دانشگاه گردیده است. 

تأثیر دانشگاه بر انتخاب همسر
پنجمین یافته این پژوهش حکایت از این دارد که مهم‌ترین انگیزه دختران برای ورود به دانشگاه، ازدواج است. در جامعه ایرانی تشکیل نهاد خانواده دارای اهمیت بسیار زیادی است. نحوه انتخاب همسر با میزان تحصیلات دختران رابطه وجود دارد. بدین معنی که شیوه انتخاب با افزایش سطح تحصیلات از شیوه «دخالت والدین و اطرافیان» به انتخاب آزاد یا (مستقل) تبدیل می‌شود.

کشش و جاذبه دانشگاه؛ عامل مهم رفتن به دانشگاه
ششمین نتیجه این تحقیق نشان می‌دهد که جاذبه و کشش دانشگاه برای دختران، عامل مهم‌تری برای ورود به دانشگاه است. محیط دانشگاه به دلیل ویژگی و جاذبه‌های خاص‌اش زمینه حضور دختران را فراهم آورده است. دختران پیش از ورود به دانشگاه تحت کنترل والدین و دیگر اعضای خانواده هستند، اما محیط دانشگاه با فراهم آوردن شرایطی چون کاهش نظارت خانواده، افزایش ارتباطات و تعاملات اجتماعی، افزایش اعتماد به نفس و... انگیزه مهم‌تری برای ورود به دانشگاه است.

افزایش روحیه مدرک‌گرایی
هفتمین یافته تحقیق تأکید می‌کند بین دختران و پسران در کسب علم و دانش هیچ تفاوتی وجود ندارد. باتوجه به اهمیت مدرک‌گرایی در جامعه و بها ندادن به تخصص و مهارت، کسب علم و دانش در جامعه از اهمیت خاصی برخوردار نیست. مهم‌ترین پیامد این مقوله افزایش مدرک‌گرایی و کاهش تخصص و کارآیی در جامعه است. 

کنشگران معقول
بالارفتن آگاهی، افزایش آزادی٬ بالارفتن سطح معلومات٬ افزایش تحصیل‌کرده‌های بدون مهارت و دانش٬ افزایش سن ازدواج و... انگیزه ورود دختران به دانشگاه و تابعی از انگیزه و نیت‌های فردی و ساختار جامعه است. 

دختران به منزله کنشگرانی معقول برای رسیدن به اهداف و خواسته‌های خود، دست خود به انتخاب می‌زنند که باتوجه به شرایط مختلف جامعه هدف خود را تعیین می‌کند.

لینک منبع

علایم چشم در رفتارهای روزانه

از دیر باز فکر خود را معطوف به چشم و اثر آن بر رفتار انسانی نموده ایم. ما همه از اصطلاحاتی مانند چشم غره، نگاه زیرکانه، چشم های شیطنت آمیز، برق چشم ها استفاده کرده ایم. زمانی که از این اصطلاحات استفاده می کنیم، به طور غیر عمدی اشاره به اندازه مردمک های چشم شخص داریم.

هس در کتاب "حکایت هایی که چشم ها می گوید" چشم ها احتمالاً دقیق ترین و نمایان ترین علایم ارتباط انسانی می باشند زیرا آن ها نقاط کانون بدن هستند و مردمک ها به طور مستقل عمل می کنند. در شرایط نور معمولی، مردمک های چشم در حالی که رفتار یک فرد از مثبت به منفی و بالعکس تغییر پیدا می کند، کوچک و بزرگ می شوند.

 هنگامی که شخصی هیجان زده می شود، مردمک های چشم او شاید تا چهار برابر اندازه معمولی بزرگ شوند. از طرفی، یک حالت عصبانی و منفی باعث کوچک شدن مردمک ها می شود که معروف به "چشم های خروسی" یا "چشم های ماری" می باشد. چشم ها در روابط عاشقانه بسیار مورد استفاده قرار می گیرند. زنان از آرایش چشم جهت تاکید بر نمایش چشم خود استفاده می کنند. چنانچه زنی عاشق یک مرد باشد، مردمک های چشمش بزرگ می شوند و مرد بدون اینکه متوجه باشد به درستی پی به رازِ زن می برد از این جهت، ملاقات های رمانتیک و عاشقانه اغلب در مکان های کم نور برنامه ریزی می شوند تا موجب بزرگ شدن مردمک ها شود.

در بسیاری از کشورهای آسیایی (خصوصا ژاپن، کره و تایلند) تماس چشمی قوی و مدام در حین مکالمه نشانه ی گستاخی است. در حقیقت در فرهنگ این کشورها به کودکان از بچگی یاد می دهند که نگاه خود را برگردانند و از تماس چشمی مستقیم پرهیز کنند.

 

باسواد ترین مردمان جهان

 

تحصیل‌کرده‌ترین کشورهای جهان به ترتیب زیر هستند:

1.فدراسیون روسیه

از میان جمعیت تقریبی 143 میلیونی این کشور، 53.5 درصد از آن‌ها دوره آموزش عالی را گذرانده و از نظر تحصیلات در وضعیت خوبی به‌سر می‌برند.
این کشور 4.9 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف هزینه‌های آموزش می‌کند که این مقدار در پایین‌ترین کشورهای جهان در رده پنجم میان کشورهای مورد بررسی می‌باشد.

2.کانادا

51.3 درصد از مردم این کشور تحصیلات عالی دارند.
متوسط نرخ رشد سالانه میزان افراد تحصیل‌کرده در این کشور در بین سال‌های 2000 تا 2011 برابر با 2.3 درصد رشد بوده‌است.
کشور کانادا 6.6 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به آموزش شهروندان تعلق داده‌است.

3.ژاپن

این کشور با جمعیت 46.4 درصدی افراد تحصیل‌کرده خود، توانسته رتبه سوم کشورهای تحصیل‌کرده را در جهان به نام خود کند.
متوسط نرخ رشد سالانه تحصیلات میان افراد در این کشور در سال‌های 2000 تا 2011 برابر با 3 درصد بوده‌است.
این کشور 5.1 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف افزایش سطح تحصیلات مردم خود می‌کند.

4.فلسطین اشغالی!

5.آمریکا

از میان جمعیت تقریبی 313 میلیون نفری این کشور، 42.5 درصد آن‌ها تحصیل‌کرده می‌باشند و متوسط نرخ رشد سالانه این کشور از سال 2000 تا پایان سال 2011 تنها با 1.4 درصد رشد همراه بوده‌است که این مقدار کمترین مقدار رشد میان کشورهای مورد مقایسه می‌باشد.

آمریکا 7.3 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف امور آموزشی و تحصیلات کرده‌است.

6.کره

40.4 درصد از جمعیت کره تحصیلات عالی دارند.
متوسط نرخ رشد سالانه افراد با تحصیلات بالا در این کشور در 11 سال مورد بررسی، برابر با 4.9 درصد می‌باشد.
7.6 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور صرف امور آموزشی می‌شود که این مقدار سومین بالاترین مقدار در میان کشورهای مورد بررسی می‌باشد.

7.انگلستان

39.4 درصد از جمعیت انگلیس را تحصیل‌کرده‌ها تشکیل می‌دهند.
این کشور با متوسط نرخ رشد سالانه 4 درصد از سال 2000 تا سال 2011 پیشرفت کرده‌است.
6.5 درصد از تولید ناخالص داخلی انگلستان برای آموزش مردم و تکمیل تحصیلات عالی آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌شود.

8.نیوزیلند

39.3 درصد از جمعیت این کشور توانسته‌اند دوره تحصیلات عالی را بگذرانند و با متوسط نرخ سالانه 2.9 درصد از سال 2000 رشد داشته‌است.
7.3 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور برای آموزش مصرف می‌شود.

9.فنلاند

6.5 درصد از تولید ناخالص داخلی فنلاند برای آموزش و تحصیلات عالی هزینه می‌شود که این مقدار سبب شده‌است که تعداد افراد تحصیل‌کرده این کشور از سال 2000 با نرخ متوسط سالانه 1.7 درصد رشد کند.

39.9 درصد از جمعیت 5 میلیون نفری این کشور تحصیلات عالی کسب کرده‌اند.

10.استرالیا

این کشور با نرخ متوسط سالانه 3.1 درصد از سال 2000 تا 2011 توانسته 38.3 درصد از شهروندان خود را برای تحصیلات عالی پرورش دهد.

6.1 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور به آموزش شهروندان تعلق گرفته‌است.

نقل از نگاه امروز

جدول منابع و مصارف یارانه ها

جنوب نیوز

زبان بدن 2

در دست گرفتن مچ، ساعد، بازو

چند تن از مردان سرشناس خانواده سلطنتی بریتانیا معروف به این هستند که هنگام قدم زدن سر خود را بالا نگه می دارند، چانه را جلو می دهند و با یک دست، ناحیه مچ به پایین دست دیگر را در پشت خود می گیرند. این علامت نه تنها توسط اعضای خاندان سلطنتی بریتانیا استفاده می شود، بلکه بسیاری دیگر از اعضای خاندان های سلطنتس کشورهای جهان از آن استفاده می کنند.

در مراتب پایین تر، این علامت توسط پلیسی که نگهبانی می دهد، مدیر مدرسه هنگامی که در مدرسه قدم می زند، پرسنل ارشد نظامی و سایر صاحب منصبان مورد استفاده قرار می گیرد. این حرکت حاکی از برتری و اطمینان به خود می باشد.

علامت «مچ در دست» نباید با علامت «گرفتن ساعد با دست دیگر» که نشانه رنجش و ناکامی است اشتباه گرفته شود. در این حالت، یک دست ساعدِ دست دیگر را خیلی سفت می گیرد انگار که یک دست در تلاش است تا دست دیگر را از حرکت باز دارد. جالب اینجاست که هر چه بیشتر دست به سمت بالا حرکت کند، میزان عصبانیت فرد بیشتر شده است.

 

مطالبی پیرامون زبان بدن

گزیدن لب ها به چه معناست؟

گزیدن لب ها یکی از مهم ترین نشانه ها از قرار داشتن فرد در وضعیت استرس زا است. در بسیاری از مواقع زمانی که انسان ها اشتباهی را مرتکب می شوند بی اختیار لب ها خود را می گزند. در این مواقع انسان سعی می کند، به طور ناخودآگاه با گزیدن لب ها، فرو بردن آن ها به داخل دهان و تماس زبان با آن ها خود را از زیر بار روانی خارج کند.

گزیدن لب ها = یا اشتباه کرده یا می ترسد!

 

زبان بدن تیم روحانی در نیویورک با عکس

 

رفتار روحانی و ظریف بر اساس دست‌ها و چهره

به گزارش مشرق، سایت دویچه وله آلمان در گزارشی با عنوان «عکس‌ها سخن می‌گویند: نمایندگان ایران در سازمان ملل» بر اساس حالات چهره، نوع نگاه، حرکات دست و سبک نشستن، رفتار «حسن روحانی» و «محمدجواد ظریف» را در دیدار با همتایان خارجی خود تحلیل کرده است.

ارتباط غیرکلامی

انسان‌ها ممکن است بتوانند نیت واقعی خود را پشت سخنانشان مخفی کنند، اما حرکات و رفتار آنان به ضمیر ناخودآگاه‌شان وابسته است که می‌توان آن را ترجمه کرد. ترجمه تصاویر دیدارهای حسن روحانی و محمدجواد ظریف در سازمان ملل.


لحظه احساسی روحانی

حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، این روزها در جنب نشست عمومی سازمان ملل دیدارهای بسیاری داشته‌ است. یکی از مهمترین ‌دیدارهای وی ملاقات با فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه بود. اولاند دست‌اش را به سوی روحانی دراز می‌کند، اما روحانی خویشتن‌دارانه به پائین سمت چپ به زمین نگاه می‌کند.

 


تمایل اولاند

در این تصویر اولاند است که دست‌اش از بدن‌اش فاصله گرفته و دست حسن روحانی را می‌فشارد. دست دیگر اولاند به نشانه احترام به بدنش‌اش چسبیده است. گرایش سر اولاند به سوی روحانی، هرچند با زاویه اندک، نشان از تمایل او برای نزدیک شدن به روحانی دارد.


خویشتنداری روحانی

هانس فیشر، رئیس جمهور اتریش، نه تنها زاویه بدن‌اش به سوی حسن روحانی است، بلکه دستان خود را هم گشوده است. اما روحانی درحالی که با دقت به همتایش نگاه می‌کند، دست‌ها را روی هم گذاشته و هیچ علامت ارتباط غیر کلامی از او دیده نمی‌شود. نکته مثبت روحانی در این تصویر، دقت او است.


فضای مثبت با لاگارد

روحانی با دستانی باز، لبخند و نگاه مستقیم به چشمان کریستین لاگارد می‌نگرد. این در حالی است که او با اندکی زاویه نسبت به لاگارد نشسته است. زاویه نشستن و حالت دستان خانم لاگارد در مقابل روحانی اما کاملا مثبت است. آیا چنین فضای مثبتی در دیدار با رئیس صندوق بین‌المللی پول اتفاقی تصادفی است؟


دست روحانی، خویشتن‌داری وستروله

این‌بار این روحانی است که دست‌اش را به سوی وستروله، وزیر امور خارجه آلمان، دراز کرده است. اما وستروله رفتارش حاوی لبخند خویشتن‌دارانه و دستان بسته است. این آخرین حضور وستروله در سازمان ملل است و بیش از این نمی‌تواند با روحانی ارتباط برقرار کند.

روحانی، عقلانی

متخصصان (Neuro-Linguistic Programming (NLP انسان‌ها را به سه دسته تقسیم می‌کنند. به گفته آن‌ها، افرادی که به هنگام ارتباط با طرف مقابل مستقیما به چشمان نگاه می‌کنند، افراد معقولی هستند. دسته دیگر در میانه صحبت با دیگران به بالا نگاه می‌کنند و به دنبال ایده هستند. گروه سوم به هنگام صحبت به پائین سمت چپ نگاه می‌کنند، که انسان‌های احساسی هستند. بر این اساس روحانی را می‌توان متعلق به گروه نخست دانست.


“سیم خاردار ناتو”

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، و کاترین اشتون، مسئول روابط بین‌الملل اتحادیه اروپا، هر دو در حال خنده هستند. متخصصان ارتباطات غیر کلامی به حالت دستان جواد ظریف “سیم خاردار ناتو” می‌گویند. علیرغم اینکه هر دو طرف زاویه نشستن‌شان با هم فاصله دارد، اما پاهایشان نزدیک به هم است. خانم اشتون پاها را روی هم انداخته اما نه به طرف مخالف که این نشان از تمایل محتاطانه دارد.


دستان قفل شده

هرچند محمد جواد ظریف می‌خندد و حالت دستان‌اش به صورت کامل “سیم خاردار ناتو” را نشان نمی‌دهد، اما خانم اِما بنینو، وزیر امور خارجه ایتالیا، دستان‌اش به هم قفل شده‌اند.


حالت تدافعی

محمد جواد ظریف در ملاقات با تمامی دیپلمات‌های غربی که با پرونده هسته‌ای رابطه مستقیم دارند، تاکنون “سیم‌خاردار ناتو” و حالت تدافعی را به نمایش گذاشته است. دست راست وستروله روی میز نشان از صحبت‌های منطقی – غیر احساسی دارد.


“سیم خاردار ناتو” عادت نیست

وزیر امور خارجه ایران به خوبی می‌داند که در مقابل کدام دیپلمات غربی باید حالت تدافعی داشت. این عکس نشان می‌دهد که او بین دیپلمات‌های غربی کشورهای قدرتمند و کشورهای کوچکتر اروپایی تفاوت قائل است. مشکل اما طرف مقابل است! آنچه که ظریف ارائه کرده، با حرکت ایست دست همتایش روبرو شده است.


“سیم خاردار ناتو” عادت نیست

دیدار وزیر امور خارجه ایران با همتای عمانی‌اش اما حال و هوای دیگری دارد.


اعتماد سازی

متخصصان NLP می‌گویند یکی از راه‌های ایجاد کانال ارتباطی و شکستن سدهای بینابین انجام حرکات مشابه طرف مقابل با ارائه همزمان علائم مثبت به منظور جلب اعتماد است. در این تصویر دست‌های وزیر امور خارجه ایران حالت دعوت کننده و مثبت دارند. این درحالی است که پاهای او هم‌شکل همتای کرواسی‌اش است. ظریف سعی دارد با اعتماد سازی وزیر امور خارجه کرواسی را از حالت تدافعی خارج کند.


تسخیر عکس

ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا، این عکس را تسخیر کرده است. چرا؟ در حالی که هیگ به دوربین نگاه می‌کند، وزیر امور خارجه ایران گویا هنوز باورش نمی‌شود که با هیگ ملاقات کرده است و هنوز هم خوشحالی‌اش ادامه دارد. در حالی که دست هیگ در محدوده بدن‌اش قرار دارد، این دست ظریف است که به سوی او دراز شده است.

نقل از سایت دکتر شیری

 

هنر فروشندگی یعنی این دیگه !!!

 

چند وقت پیش یه پنیری عنوان گرانترین پنیر جهان رو به خود گرفته بود که از شیر الاغ تولید میشد و امروز تو خبرها خوندم که گرانترین قهوه جهان هم که در فروشگاههای معتبر عرضه میشه از مدفوع نوعی گربه سان حاصل میشه !!!

واقعا" در شگفتم که مردم چطوری این محصولات رو می خرند یا بهتر بگم فروشندگان و بازاریابان این محصولات با چه ترفندی این تولیدات رو به فروش می رسانند .

والا ما که تو اردبیل بهترین و ناب ترین عسل جهان رو تولید می کنیم در توزیع و فروشش موندیم برخی به پشگل چنان آب و تابی میدن که عنوان گرانترین محصول قهوه رو به خود میگیره و اینجا باز به این مطلب می رسیم که بازاریابی علم است یا واقعا" هنره

 

مشروح خبر

 

به گزارش اروم نيوز،؛ کاپی لواک (Kopi Luwak) نام نوعی قهوه است که از دانه‌های قهوه دفع شده از یک پستاندار به نام گربه Civet از خانواده «راسویان» بدست می‌آید.

 
تونی وایلد نویسنده انگلیسی و تاجر سابق قهوه که قهوه کاپی لواک را وارد این کشور کرد، فراخوانی را علیه این قهوه و توقف تولید آن در مراکز پرورش گربه Civet  به راه انداخته، زیرا معتقد است که این امر تاثیر زیانباری برای این گربه ها دارد. روزنامه انگلیسی اونینگ استاندارد امروز (پنجشنبه) نوشت: این قهوه گرانترین نوع قهوه درجهان است که قیمت یک فنجان آن به 60 پوند (97 دلار) می رسد و در فروشگاهها و رستورانهای "هارودز" فروخته می شود.
  

وی گفت: افزایش تقاضا برای قهوه کاپی لواک و قیمت های سرسام آور آن بدان معناست که گربه های Civet به طور غیرقانونی در جنگل ها شکار شده و در قفس های تنگ نگهداری می شوند و با مقادیر زیادی دانه های قهوه برای تولید قهوه کاپی لواک تغذیه می شوند و فروشگاه هارودز اکنون این قهوه را در کنار سایر انواع قهوه با قیمت های 140 تا 6800 پوند برای هر قوطی به فروش می رساند.

روزنامه اونینگ استاندارد به نقل از سخنگوی فروشگاه هارودز - که سه سال پیش قطر آن را از محمد الفاید بازرگان مصری با قیمت 1.5 میلیارد پوند (2.2 میلیارد دولار) خریداری کرد- نوشت: ما برای توقف فروش قهوه کاپی لواک برنامه ریزی نمی کنیم و با همه کسانی که قرارداد داریم برای تضمین رعایت بالاترین معیارهای اخلاقی در زمینه تولید و تجارت کار و همکاری می کنیم.

قهوه کوپی لواک از دانه‌های قهوه دفع شده از گربه Civet بدست می‌آید. بدین صورت که میوه‌های قهوه توسط این حیوان خورده می‌شوند و پس از اینکه بخش گوشتی میوه در دستگاه گوارشی آن هضم شد، دانه‌های قهوه که برای حیوان قابل هضم نیستند دفع می‌شوند. دانه‌های موجود در مدفوع پس از جمع‌آوری، شستشو و بو دادن به بازار عرضه می‌شود.
 
محبوبیت جهانی کاپی لواک به سال ۲۰۰۷ بازمی‌گردد؛ زمانی‌که در سکانسی از فیلم The Bucket List ٬ به فرایند تهیه این قهوه اشاره‌ای مستقیم می‌شود. در آن سال قیمت هر پوند (450 گرم) از کاپی‌ لواک در بازارهای جهانی به ۲۳۰ دلار رسید. در سال‌های بعد این قیمت به ۶۰۰ دلار هم رسید.
 
اما تقاضای جهانی برای این قهوه و قیمت نهایی بالای آن در کنار منحصر‌به‌فرد بودنش٬ باعث شده که فرایند تولید آن از شیوه‌ای اصیل و طبیعی به روشی غیرانسانی بدل شود. قهوه‌کاران اندونزیایی به ‌سودای سود بیشتر و زحمت کمتر٬ حیوان زبان‌بسته را به انواع شکنجه‌ها گرفتار می‌کنند.طرفداران این قهوه می‌گویند آنزیم‌های اسید معده این گونه‌های حیوانی موجب به‌دست دادن دانه‌های قهوه‌‌ای می‌شود که بعد از شسته‌شدن و بو دادن٬ طعمی ملایم و کاراملی به‌خود می‌گیرد!
منبع:مهر

 

 

 

بانکی: این روزها خبر مهم و البته تکراری اقتصاد و جامعه ما گرانی و بالا رفتن قیمت ها به سرعت نور است. از لوازم خانگی و خودرو گرفته تا مواد خوراکی و پوشاک همه یکصدا و همدست در حال بالا کشیدن خود هستند و اراده ای هم برای پایین آمدن ندارند.

لبنیات هم نوا با سایر اقلام گران می شود. پنیر یکی از لبنیات پر طرفدار میان مردم در سراسر جهان است و در کشور خودمان هم هوادارن زیادی به خصوص سر میز صبحانه دارد که البته گران شدنش هم ظاهرا باعث نشده از یاد ایرانی ها برود.


اما نوعی از پنیر هم هست که ویژه مرفه هاست. عاشقان پنیر که پول کافی هم دارند برای خرید هر کیلو از این پنیر که از شیر الاغ تهیه می شود، باید 800 پوند پول بدهند!

این نوع پنیر در مزرعه ای در بوسنی تهیه می شود و برای تولید هر کیلوی آن به 25 لیتر شیر الاغ نیاز است:

این نوع پنیر که Pule نام دارد، در صربستان تولید شده است و قیمت هر کیلوگرم آن 800 پوند است

 این خانم در حال دوشیدن شیر الاغ برای تهیه یکی از گرانترین، اگر نگوییم گرانترین، پنیرهای جهان است

گفته می شود برای تولید هر کلیو از این پنیر به 25 لیتر شیر الاغ نیاز است

الاغ های پنیر ده در مزرعه زاساویکا در غرب بلگراد پرورش می یابند

 می گویند طعم و مزه این پنیر گران قیمت را باید امتحان کرد

 شیر الاغ ها داخل ظرف های مخصوص ریخته می شود

 پنیرهای تولید شده پیش از عرضه کنترل کیفیت می شوند

 پنیر الاغ در کنار برخی پیتزاهای ایتالیایی یا سایر غذاهای لوکس و گران قیمت جهان جای خود را پیدا کرده است

 

 

بفرمایید پنیر تازه الاغ!

 


این مزرعه همچنین شیر الاغ را هم بسته بندی و عرضه می کند که گفته می شود یکی از رازهای زیبایی است.

 

اقتصاددان برجسته ایرانی در صف دریافت جایزه نوبل

مؤسسه تامسون رویترز گزینه‌های احتمالی کسب جایزه نوبل اقتصاد در

 سال ۲۰۱۳ را اعلام کرد که در این میان نام اقتصاد‌ان برجسته ایرانی

محمد‌هاشم پسران نیز وجود دارد.

به گزارش  فارس و به نقل از سایت رسمی مؤسسه تامسون رویترز که گزینه‌های احتمالی جایزه نوبل در رشته‌های مختلف را پیش‌بینی کرده است در رشته اقتصاد نام 8 اقتصاددان برتر دنیا به چشم می‌خورد.

به گزارش فارس، جاشوآ انگریس استاد اقتصاد دانشگاه ماساچوست، دیوید کارد استاد اقتصاد دانشگاه کالیفرنیا برکلی الن کروگر استاد اقتصاد دانشگاه پریستون آمریکا به دلیل تحقیقاتشان در زمینه اقتصاد خرد تجربی، سردیوید هنری استاد اقتصاد دانشگاه آکسفورد انگلستان، محمد‌هاشم پسران استاد اقتصاد و همچنین دارای کرسی جان‌الیوت در اقتصاد از دانشگاه کالیفرنیای جنوی در لس‌آنجلس آمریکا و همچنین استاد دانشگاه کمبریج انگلستان و پیتر فیلیپس استاد دانشگاه و استاد آمار از دانشگاه یل آمریکا به دلیل تحقیقاتشان در زمینه معیارهای اقتصادسنجی در سری زمانی، سام پلتز‌من استاد اقتصاد از دانشگاه شیکاگو آمریکا و ریچارد پاسنر سخنگوی ارشد دانشگاه شیکاگو و دانشکده حقوق این دانشگاه از آمریکا به دلیل تحقیقاتشان در زمینه تئوری تنظیم اقتصاد گزینه های پیشنهادی این موسسه برای کسب نوبل اقتصاد هستند.

به گزارش فارس، بسیاری از کارشناسان، محمد هاشم پسران را تنها بخت کسب نوبل اقتصاد می‌دانند.

وی شاخص‌ترین اقتصاددان ایرانی است که سال‌های زیادی در دانشگاه کمبریج به تدریس، تحقیق و پژوهش مشغول بوده است.

بنابراین گزارش، دکتر محمد‌هاشم پسران که فروردین سال 1325 در شیراز متولد شده پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در دبیرستان نمازی شیراز در پاییز 1343 با اخذ بورسیه از بانک مرکزی ایران به دانشگاه سالفورد در منچستر انگلیس رفت، تا حسابدار شود. پسران چهار سال بعد در رشته ریاضیات پیشرفته که ترکیبی از دروس ریاضیات، اقتصاد و آمار بود، مدرک لیسانس خود را دریافت کرد و با حمایت دکتر خداداد فرمانفرمائیان بلافاصله تحصیلات تکمیلی خود را در انگلستان و این بار در دانشگاه کمبریج پی گرفت. پسران در سال‌های 1348 و 1349 در بخشی از دوران تحصیل دوره دکترا در کمبریج به عنوان دانشجوی میهمان به دانشگاه هاروارد رفت. این اقتصاددان ایرانی در خردادماه 1351 موفق به اخذ مدرک دکترای اقتصاد شد و به ایران بازگشت تا برای انجام تعهداتش به بانک مرکزی چند سالی در مقام مشاور بانک مرکزی و سپس به عنوان ریاست مرکز تحقیقات این نهاد فعالیت کند. پس از آن پسران دوباره راهی کمبریج شد تا این بار در مقام استادی کرسی اقتصاد این دانشگاه را در اختیار بگیرد. او که سال گذشته از دانشگاه کمبریج بازنشسته شد اکنون فعالیت‌های آکادمیک خود را در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در لس‌آنجلس ادامه می‌دهد. علاوه بر این هاشم‌ پسران به همراه جمعی دیگر از اقتصاددانان ایرانی هر ساله کنفرانس اقتصاد ایران را برپا می‌کند که در آن به بررسی مسائل اقتصاد ایران می‌پردازد. این استاد اقتصادسنجی با زیر نظر گرفتن وضعیت اقتصاد ایران حرف‌های گفتنی زیادی در این موضوع دارد. او که برخاسته از مکتب کمبریج و اقتصاد کینزی است به نظام اقتصاد آزاد اعتقاد دارد اما دخالت محدود دولت در زمان بحران را جایز می‌شمارد. او از مدافعان حذف یارانه‌هاست اما معتقد است این کار باید در یک مرحله انجام می‌گرفت تا امروز مشکل اجرا یا عدم اجرای فاز دوم این برنامه خود مساله‌ساز نشود.

 

حکایت مدیر و آدم خواران

 

پنج آدمخوار به عنوان کارمند در یک اداره استخدام شدند. هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس اداره گفت: شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابراین فکر خوردن کا...رکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید. آدمخوارها قول دادند که با کارکنان اداره کاری نداشته باشند. چهار هفته بعد رئیس اداره به آنها سر زد و گفت: می دانم که شما خیلی سخت کار می کنید. من از همه شما راضی هستم. اما یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟ آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند. بعد از اینکه رئیس اداره رفت، رئیس آدمخوارها از بقیه پرسید: کدوم یک از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده؟ یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا برد. رئیس گفت: ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد؟! از این به بعد لطفاً افرادی را که کار می کنند نخورید.
 

یک مدیر فروش موفق

 

سال پیش كه اولین پست مدیریتی فروش را كسب كردم، تیم فروشی تشكیل دادم كه تعداد اعضای آن ۱۰ نفر بود. تجربه كاری افراد تیم كه به غیر از خودم ۹ نفر بودند از یك سال فراتر نمی رفت. به وضوح می توان گفت كه عملكرد آنها زیر استاندارد بود و طرز تفكرهای خاصی بر بخش فروش حاكم بود، حتی به خاطر پایین بودن عملكرد، بهانه هایی همچون «كمبود امكانات» و «قیمت بالای محصولات» را مطرح می كردند.

اما چیزی كه كمبود آن شدیداً احساس می شد، عدم وجود یك الگوی نقش متفاوت در میان اعضای تیم بود.
۱۸ ماه بعد با اتخاذ استراتژی جدید، فروش شركت افزایش فوق العاده ای پیدا كرد كه محورهای آن عبارتند از:


مـرحله اول: كاری انجام ندهید: وقتی برای اولین بار مسئولیت بخش فروش را به عهده گرفتید با عجله دست به كار نزنید. زمانی را برای شناخت موقعیت سازمان، جمع آوری اطلاعات درمورد افراد شاغل در بخش فروش و سایر موارد اختصاص دهید.


مرحله دوم: مشكلات خود را تجزیه و تحلیل كنید: برای مثال بزرگترین مشكل من این بود كه افراد بخش فروش من اعتماد به نفس و اعتقاد به خویشتن نداشتند. حتی هیچ گونه موفقیتی را تجربه نكرده بودند و هیچ الگوی موفقی را در پیش روی خود نداشتند كه ادعا كنند «شخص موفقی همچون من در سازمان وجود دارد».
شاید فكر كنید كه «آیا نقش من به عنوان مدیر فروش نباید الگویی برای آنها می شد؟»، البته جواب این سوال بلی است ولی الگویی كه شما برای افراد خود تعیین كرده اید كافی نیست زیرا بسیاری از فروشندگان با دید رقابتی به اقدامات همكاران خود نگاه می كردند بنابراین، نیاز به فروشنده ای بود كه نقش رهبری را ایفا كرده و باعث شود رفتارهای موفق در بین اعضای تیم متداول شود.


مرحله سوم: الگوی نقش موفق تیم خود را پیدا كنید: وقتی در ورزش، شخصی نقش رهبر در تیم را ایفا می كند به او پیشرو گفته می شود. اگر درتیم خود چنین افرادی را دارید آینده موفقی در انتظار شماست. شما به عنوان مدیر فروش باید آنها را از جایگاه مهمشان در تیم آگاه كنید و از آنها بخواهید كه دانش وتجارب خود را به فروشندگان كم تجربه انتقال دهند.
متاسفانه به خاطر عدم وجود شخصی كه توانایی رهبری در تیم را داشته باشد من مجبور بودم فروشنده دیگری را استخدام كنم كه الگوی موفق تیم من باشد. مطمئن بودم كه این استخدام می تواند نقش مهمی در مثبت بودن روند عملكرد تیم من داشته باشد.
خلاء وجود یك الگوی موفق درتیم با استخدام «بیل زیپ» پر شد. من به بیل گفته بودم كه اگر واقعاً از برنامه های من پیروی كند و دقیقاً كــــارهایی را انجام دهد كه من به او می آموزم، در این صورت فرد موفقی خواهدشد. بیل می دانست كه من روی او حساب می كنم بنابراین، هیچ وقت به عنوان عامل منفی در عملكرد تیم تلقی نشد.
بعد از ۴ ماه از استخــدام بیل، عملكرد او به طور فـــــوق العاده ای افزایش یافته بود. می توان گفت كه طرزتفكر در بخش فروش در مورد عملكرد ضعیف یك شبه تغییر پیدا كرده بود و همه می پرسیدند عامل موفقیت «بیل زیپ» چیست و او چه كارهایی انجام می دهد.
عملكرد «زیپ» باعث شد دیگران نیز به حركت دربیایند و از حالت رخوت و سستی خارج شوند و حتی بعداً به عملكرد ضعیف خود اعتراف كنند.

مرحله چهارم: عملكرد متوسط فروش را قبول نكنید: افرادی كه دارای عملكرد ضعیف هستند به طرق ناكارآمدی به كار خود ادامه می دهند. شاید مدیر نخواهد به یك استخدام و جایگزینی دست بزند و از مقابله و رویارویی اجتناب كند، درحالی كه این كار اشتباه بزرگی است. یك مدیرفروش موفق عملكرد فروش ضعیف را تحمل نمی كندبلكه درعوض با ارائه نقش مربیگری و آموزش به ارتقای عملكرد افراد می پردازد.
یكی از كارهایی كه مدیر می تواند انجام دهد انتخاب افراد موفق از میان بخشهای دیگر است. در این صورت افرادی كه دارای عملكرد ضعیفی هستند دو را ه چاره بیشتر در پیش رو ندارند: ۱ - یا خود را به انجام رفتارها و فعالیتهای ضروری متعهد سازند و یا اینكه ۲ - فوراً شركت را ترك كنند.
اگر فكر می كنید نیاز به شخصی دارید كه هنوز او را استخدام نكرده اید زود ست به كار شوید و این فرد را از میان بخشهای دیگر انتخاب كنید.


مرحله پنجم: معیارهای عملكرد را تعیین كنید: شما باید انتظارات خود را بیان كنید و معیارهای مطابق با رفتار، فعالیت و نتایج موردنظر خود را تعییـــن كنیـد. برای مثال، یك معیار رفتاری می تواند این باشد كه هر روز قبل از ساعت ۸ صبح سركار خود حاضر باشید. یكی از معیارهای فعالیت می تواند این باشد كه بایستی حداقل ۲۵ مكالمه تلفنی در روز انجام شود و یك معیار مبتنی بر نتیجه می تواند این باشد كه با افزایش تجربیات فروش كاركنان، شركت باید ماهانه ۵۰۰۰۰ دلار فروش داشته باشد.
پیشنهاد می كنم كه برای معیارهای مبتنی بر نتیجه دو نوع معیار تعیین كنید. اولین معیار باید مربوط به حداقل سطح ابقاء شغل باشد. به عنــــوان مثال، فروشندگانی كه عملكرد فروش شان در سه ماه پیاپی پایین تر از حداقل سطح عملكرد باشد باید جابجا شوند و در صورتی كه در فصل بعدی فروش مربوط به‌آن شخص افزایش نیافت دراین صورت آن فرد را بایداخراج كرد و دومین معیار عملكرد می تواند رسیدن به سطح فروش بالاتر باشد.

مرحله ششم: افرادی كه عملكرد آنها پایین تر از حداقل استاندارد است را اخراج كنید: ممكن است كارمندان شما تعجب كنند و از خود بپرسنـــد كه «آیا شما واقعاً این كار را انجام داده اید؟» اخراج اولین نفر این پیام آشكار را به گوش همه خواهدرساند كه «عملكرد كاهش یافته است».

مرحله هفتم: هرچه می توانید در نقش مربی ظاهر شوید: مانند كسانی نباشید كه دلشان را به رئیس بودن و میز ریاست خوش كرده اند. از پشت میز خود بیرون بیایید و با تیم خود شروع به كار كنید، زیرا این كار تنها عامل رشد و موفقیت شركت و كاركنان شما خواهدبود.

مرحله هشتم: مفهوم كیفیت بهتر زندگی را ترویج كنید: این كار بسیار جذاب است. ما یك سری از مباحث را مطرح كردیم كه باعث می شد افراد بر روی اهداف تیمی متمركز شوند. برای مثال، اگــر به اهداف بخش فروش دست پیدا می كردیم برنامه ای را پیاده می كردیم كه در آن نیروهای فروشی كه به سطح استانداردهای فردی دست یافته بودند با سایر افراد در یك مسابقه گلف بازی می كردند. بنابراین، حس فعالیت و دستیابی به سطوح بالای عملكرد درمیان افراد تیم ایجاد می شد. نتیجه این اقدامات این بود كه میانگین فروش هریك از افراد دو برابر شد و جابجایی افراد در حدود ۴۵ درصد كاهش یافت.


مرحله نهم: خواسته های هریك از كاركنان فروش خود را شناسایی كنید: هریك از افراد عوامل انگیزشی خاص خود را دارند. شما باید خواسته های افراد خود را شناسایی كرده و به آنها كمك كنید تا به خواسته های خود دست پیدا كنند. با تك تك افراد خود بنشینید و سعی كنید مشخص سازید كه خواسته های آنها از سازمان چیست و اهداف بیرون از سازمان آنها چه چیزی است؟
چگونه می توانید دررسیدن به اهداف و خواسته ها به آنها كمك كنید؟ برای مثال، یكی از افراد فروشنده تیم درنظر دارد خانه بخرد، درحالی كه دیگری درنظر دارد در یكی از ۱۰ تیم برتر گلف درجهان بازی كند، دو هدف كاملاً متفاوت، ولی این افراد می توانند با تلاش خود و با همفكری شما به این اهداف برسند.


● پنج اشتباه بزرگی كه ممكن است مدیر فروش مرتكب شود عبارتنداز:


۱ - تمركز بر كمیت مكالمات فروشندگان با مشتریان بالقوه و بالفعل به جای تمركز بر كیفیت مكالمات؛
۲ - اتلاف وقت دردفتر كار خود به جای ایجاد ارتباط با كاركنان فروش خود؛
۳ - تصور اینكه چون فردی آموزش دیده است پس می داند كه چگونه بفروشد؛
۴ - نداشتن زبان مشترك فروش به منظور تشخیص فرصتها؛
۵ - تمركز بر روابط بسته و محدود به جای توسعه و بهبود كاركنان فروش.


منبع: اینترنت مترجم: عسكر نوربخش  - ماهنامه تدبیر

 

استعفا فقط به خاطر یک ساعت قطعی برق !!!

 


در پی وقوع قطعی برق بی سابقه در کره جنوبی وزیر علوم اقتصادی این کشور از سمت خود استعفا داد.   ۱۳۹۰/۰۷/۰۵

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شبکه تلویزیونی خبرآسیا، چوی جونگ کیونگ که ازپانزده سپتامبرمطابق با 24 شهریور به دلیل قطعی بی سابقه یک ساعته برق درکره جنوبی که منجربه خشم وغضب مردم شده بود برای استعفا تحت فشار بود در نشست امروز سه شنبه کابینه این کشور استعفای خود را به رئیس جمهور کره تقدیم کرد.

خب:

حالا می خواستم بدونم که شما هم الان حس و حال من را دارید   :-((   ترکیبی از حس کف کردگی، شرمندگی، جهان سومی و . . .

به نظر شما در کشور ما به خاطر یک ساعت قطعی برق در یک شهر خاص، چه کسی مقصر است و استعفا خواهد داد ؟
وزیر نیرو
معاون وزیر نیرو
شهردار اون شهر
حسن آقا بقال
عمو سبزی فروش
میگ میگ
همه گزینه ها
هیچکدام ( اصلا مسئله ای پیش نیومده که، برق هم که آمد، صلوات بفرست )

حالا بیایید در مقایس کوچک تر و در لایه کارهای شرکت های خودمان مسئله را بررسی کنیم. تا بحال به خاطر مشکلاتی که در مسیر ارائه خدمات به مشتریانمان رخ داده است، چقدر حاضر شده ایم، مرد و مردانه از مشتری عذرخواهی کنیم ؟

در واقع تفاوت بین کشورهای توسعه یافته، در حال توسعه و عقب افتاده در همین جزئیات است. این تفاوت را به راحتی در چند سفر به این کشورها احساس خواهید کرد. تفاوت هایی که ظاهرا بزرگ و پیچیده نیستند، اما وقتی کنار یکدیگر قرار می گیرند، می توانند یک بستر عالی برای پیشرفت یک کشور ایجاد نمایند.

مهدی انجیدنی

مشتری ارباب ماست ؟

 

مهمترین ریشه پیشرفت و یا سقوط یک شرکت درک اعضای اون شرکت ( از مدیران تا کارگران ) از عبارت "مشتری" و نسبت خودشون با مشتری است.

مطمئناً عبارت مشابه:
- همیشه حق با مشتری است
- فروش آغاز یک همکاری است نه پایان آن
و . . .
را به کرات شنیده اید و در مکان های مختلف با آن برخورد داشتین. آیا این کافی است ؟

در قدیم به مشتری ارباب رجوع می گفتن که چه زیبا عبارتی بود. یعنی مشتری ارباب ماست. حتما می دونید که در گذشته کمی دور ارباب ها به افرادی بسیار ثروتمند خطاب می شد که مالک چندین روستا و اراضی زیادی بودند و کل افراد آن منطقه برای آن کار می کردند. ارباب در طبقه بندی اجتماعی آن زمان حتی از افرادی مثل شهردار و  . . . نیز جایگاه بالاتری داشت.

خب به نظر شما

++ الان ما با مشتری همانند یک ارباب برخورد می کنیم ؟ ! !

++ آیا ما به رئیس خودمون در شرکت بیشتر احترام می گذاریم یا برای مشتری ؟

اگر صادقانه به این مسئله فکر کنید، متوجه می شید که مشکل عدم پیشرفت بسیاری از شرکت های ایرانی کجاست؟

این مدیران آن شرکت نیستد که حقوق شما به عنوان کارمند را پرداخت می کند، بلکه مشتریان هستند که حقوق شما و حتی رئیس شما را پرداخت می کنند. پس مشتری ارباب شما و رئیس شماست.

خب برسیم به تجربیات مدیران بزرگ دنیا، بخونید و لذت ببرید و استفاده کنید:
- اگر بتوانید یک مشتری ناراضی را به یک مشتری وفادار تبدیل کنید، شما آینده درخشانی خواهید داشت.
- اگر صبح به رئیس ات سلام می کنی، برای مشتری از جا برخیز . اگر برای رئیس ات از جا بر می خیزی برای مشتری تعظیم کن.
- به پیشواز مشتری برو و همیشه او را تا انتهای مسیر بدرقه کن! به محض ورود مشتری و قبل از شروع تجارت، از مشتری پذیرایی کن. مهیا بودن ابزار پذیرایی و مرتب بودن مکان پذیرش مشتری نشان از درک تو از کسب و کار است. بدان که هر لبخند محبت آمیز تو به مشتری و هر خوش خدمتی که می کنی نشان از حرفه ای بودن تو در تجارت است.
- بدان که همه زحمات تو برای تولید، تبلیغ و عرضه کالاهایت، تنها زمانی به نتیجه می رسد که این زنجیره با مشتری تکمیل شود. تو با همه توانمدی ات بدون مشتری راهی به موفقیت نخواهی برد. پس مشتری را در راس برنامه های کاری خودت قرار بده.

 

مدیران باغبان

 

کمتر از ۵٪ از افرادی را که به شکل های مختلف دیدم و با آنها کار کرده ام دارای قابلیت خویش فعالی بودند.

خویش فعالی: به کسی می گم که در زندگی اش اهداف بزرگی دارد و برای رسیدن به آن اهداف واقعا تلاش می کند و منتظر یک معجزه نیست که زندگی اش را متحول کند. به آب و آتش می زند تا پیشرفت کند. سعی می کند مسیرهای درست پیشرفت را بیاموزد. معمولا اهل تحقیق و مطالعه و با پشتکار مثال زدنی.

آیا می توان کارمندهایی استخدام کرد که هم شان جز این ۵٪ باشند ؟ قطعا می گم نه !

پس شما هم در بهترین حالت که خوش شانس باشید باز هم بیش از همان ۵٪ از همکارانتان از دسته خویش فعال نیستند و ۹۵٪ درصد بقیه منتظر معجزه هستند :-}

اینجاست که مدیر باید باغبان باشد. اگر می خواهید مجموعه ای قدرتمند داشته باشید باید بتوانید این ۹۵٪ را همانند یک باغبان رشدشون بدهید. هرس شون کنید و گاهی اوقات با ایده ها و فکرهای ناب آنها را پیوند(۱) بزنید

این ۹۵٪ همون نهال های ساده ای هستند که اگر بهشون رسیدگی نشه، هیچ وقت به میوه دهی نخواهند رسید.


(۱): پیوند زدن در باغبانی به اضافه کردن بخشی از یک درخت بارور به نهال های جدید گفته می شود.

نقل از :

پارو بزنید ... پارو !!!

گاهی اوقات احساس می کنید با سرعتی که مطلوب و مد نظرتان هست به پیش نمی روید

هر چه بیشتر فریاد می زنید، پارو بزنید . . . نا امید تر می شوید.

اینجاست که شما چند راه حل دارید:

1- بیخیال سایرین شوید و خودتان با تمام توان پارو بزنید. [ از پای در خواهید آمد، اما اعصاب و وجدان تان راحت است ]

2- سایرین را به عنوان نهار به کروکدیل ها هدیه کنید و تنهایی به مسیر ادامه بدهید. [به نتیجه نمی رسید، اما دلتان خنک می شود]

3- شما نیز همانند سایرین از هوای خوب و آفتاب لذت ببرید. [ Ostrich Algorithm ]

4-  ؟ ؟

به عنوان یک leader مهم است که بتوانید تشخیص دهید که در هر زمان چه چیزی تیم شما را به هیجان می آورد و می تواند سرعت شما را افزایش دهد. اما شاید مهمتر از این تشخیص Deadlock است !

اکثر شرکت ها در یک چرخه باطل گرفتار می شوند. چرخه ای که برای رفع یک بن بست یک مسیر فرعی باز می شود، مسیری که خیلی سریع به بن بست بزرگتری می رسد و باز برای رفع آن مسیر فرعی دیگری باز می شود و . . .

اگر بتوانید درست Deadlock را تشخیص بدهید، بهتر می توانید تصمیم بگیرید. در یک نگاه ساده می توانیم بن بست ها را به دو نوع solvable و  forget and go تقسیم کنیم.

:: در نوع solvable اگر مدیر لایقی باشید ( ! ) می توانید از طوفان نجات پیدا کنید. البته نجات از طوفان هزینه هایی هم دارد، اما به نتیجه کار می ارزد.

:: اما بن بست های forget and go بهترین گزینه برای آنها بیخیال شدن آن مسیر کاری، آن شرکت و آن تیم است. پافشاری برای رفع این بن بست ها باعث اتلاف شدید وقت و سرمایه شما و گروه تان خواهد شد.

معمولا راه کارها گذر از یک Deadlock دارای ریسک بالایی هستند، و جسارت مدیر در آنها بسیار مهم است. همانند گروهی که پشت یک دیوار گیر کرده اند و شما به عنوان مدیر باید جرات داشته باشید و دورخیز کنید و از روی دیوار بپرید !!

بله شما مطمئن نیستید که اولاً توان پریدن از دیواری به این بلندی را دارید و ثانیاً پشت این دیوار چیست ؟ شاید هیچی !!! شاید دیواری بلندتر ! ! !

اینجاست که حس ششم مدیریتی شما باید خودش را نشان دهد و تصمیم بگیرید بپرید و در صورت موفق شدن بقیه را ترغیب کنید تا با شما ادامه بدهند و یا فرمان عقب گرد و شکست را اعلام کنید.

شما در بن بست ها چه می کنید ؟

منبع

حکایت روزنامه

 

پدر روزنامه مي‌خواند اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي‌شود. حوصله پدر سر رفت و صفحه‌اي از روزنامه را كه نقشه جهان را نمايش مي‌داد جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد.

«بيا! كاري برايت دارم. يك نقشه دنيا به تو مي‌دهم، ببينم مي‌تواني آن را دقيقاً همان طور كه هست بچيني؟»

و دوباره سراغ روزنامه اش رفت. مي‌دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است. اما يك ربع ساعت بعد، پسرك با نقشه كامل برگشت.

پدر با تعجب پرسيد: «مادرت به تو جغرافي ياد داده؟»

پسر جواب داد: «جغرافي ديگر چيست؟ پشت اين صفحه تصويري از يك آدم بود. وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم، دنيا را هم دوباره ساختم.»

 

نتیجه حكايت

در حل مسئله به ابعاد مختلف مسئله بايد توجه كرد.

برخي اوقات حل يك مسئله به روش غير مستقيم امكانپذير است.

حل يك مسئله ساده‌تر ممكن است منجر به حل يك مسئله پيچيده‌تر شود.

 

حکایت دست ها

 

- توپ بسكتبالي كه تو دست منه حدودا" 19دلاره،توپ بسكتبالي كه تو دست مايكل جردنه تقريبا"‌ 33ميليون دلارمي ارزه ،پس اين كه قيمت يه توپ چقدرباشه بستگي به دستهايي داره كه ازاون استفاده ميكنه.

 

- توپ بيسبالي كه تو دست منه درحدود 6 دلاره ،توپ بيسبالي كه تو دست راجر كلمنسه نزديك به 5 ميليون دلاره ، پس اين كه ارزش يه توپ بيسبال چقدر باشه بستگي به دستهايي داره كه توپ رو ميگيره.

 

- يه راكت تنيس تو دستهاي من يه شيء بلااستفاده است اما همون راكت تو دستهاي آندره آقاسي ميليونها دلار جايزه تصاحب ميكنه،پس باز هم اين دستها هستند كه راكت تنيس رو ارزشمند ميكنن.

 

- يه عصا تو دست من فقط به درد دور كردن يه سگ ميخوره اما عصا تو دستهاي موسي درياي به اون عظمت رو ميشكافه پس قدرت عصا مربوط به دستهايي هستش كه اونو گرفتن.

همونطور كه مي بينين اين دستها هستن كه تعيين كننده هستند پس دلواپسيها ،نگرانيها،ترسها،اميدها،روياها ،عزيزان و حتي روابط خودت رو به دستهاي خدا بسپار چون.....

سرنوشت همه اونها بستگي به دستهايي داره كه به اون سپرده شده اند.

 

اين متن الان تو دستهاي توئه، باهاش چكار ميكني؟

مسلما"‌بستگي داره كه به دست چه كسي رسيده باشه!!!!!

حکایت شیر تنبل

 

یک روز آفتابی شیری در بیرون لانه اش نشسته بود و داشت آفتاب می‌گرفت؛ در همین حال روباهی سر رسید.

روباه: مي‌دوني ساعت چنده آخه ساعت من خراب شده.
شير : اوه. من مي‌تونم به راحتي برات درستش کنم.

روباه : اوه. ولي پنجه‌هاي بزرگ تو فقط اونو خرابتر مي‌کنه.

شير : اوه. نه. بده برات تعميرش مي‌کنم.

روباه : مسخره است. هر احمقي ميدونه که يک شير تنبل با چنگال‌های بزرگ نمي‌تونه يه ساعت مچی پيچيده رو تعمير کنه.

شير : البته که مي‌تونه. اونو بده تا برات تعميرش کنم.

شير داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتي با ساعتي که به خوبي کار مي‌کرد بازگشت. روباه شگفت زده شد و شير دوباره زير آفتاب دراز کشيد و رضايتمندانه به خود مي‌باليد.

بعد از مدت کمي گرگی رسيد و به شير لميده در زير آفتاب نگاهي کرد.

گرگ : مي‌تونم امشب بيام و با تو تلويزيون نگاه کنم؟ چون تلويزيونم خرابه.

شير : اوه. من مي‌تونم به راحتي برات درستش کنم.
گرگ : از من توقع نداری که اين چرند رو باور کنم. امکان نداره که يک شير تنبل با چنگال‌های بزرگ بتونه يک تلويزيون پيچيده رو درست کنه.

شير : مهم نيست. مي‌خواهي امتحان کني؟
شير داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتي با تلويزيون تعمير شده برگشت. گرگ شگفت زده و با خوشحالي دور شد.

حال ببينيم در لانه شير چه خبره؟

در يک طرف شش خرگوش باهوش و کوچک مشغول کارهای بسيار پيچيده بوسيله ابزارهای مخصوص هستند و در طرف ديگر شير بزرگ مفتخرانه لميده است.

نتيجه :

اگر مي‌خواهيد بدانيد چرا يک مدير مشهور است به کار زيردستانش توجه کنيد.

اگر مي‌خواهيد مدير موفق و مؤثري باشيد از هوشمندي و ارتقاء کارکنانتان نهراسيد بلکه به آنها فرصت رشد بدهيد. اين مسأله چيزي از توانمندي‌هاي شما نمي‌کاهد.

 

به قول بيل گيتس، مديران موفق افراد باهوش‌تر از خود را استخدام مي‌کنند...

 

حکایت جالب -  مشاور زرنگ

 

جاني ساعت 2 از محل كارش بيرون آمد و چون نيم ساعت وقت داشت تا به محل كار دوستش برود، تصميم گرفت با همان يك دلاري كه در جيب داشت ناهار ارزان قيمتي بخورد و راهي شركت شود.

چند رستوران گرانقيمت را رد كرد تا به رستوراني رسيد كه روي در آن نوشته شده بود :" ناهار همراه نوشيدني فقط يك دلار"، جاني معطل نكرد و داخل رستوران شد و يك پرس اسپاگتي و يك نوشابه برداشت و سر ميز نشست. گارسون برايش دو نوع سوپ، سالاد، سيب زميني سرخ كرده، نوشابه اضافه، بستني و دو نوع دسر آورد و به اعتراض جاني توجهي نكرد كه گفت:" ولي من اين غذاها رو سفارش ندادم." گارسون كه رفت جاني شانه اي بالا انداخت و گفت:" خودشان مي فهمند كه من نخوردم!"

اما جاني موقعي فهميد كه اين شيوه آن رستوران براي كلاهبرداري است كه رفت جلو صندوق و متصدي رستوران پول همه غذاها رو حساب كرد و گفت 15 دلار و 10 سنت.

جاني معترض شد " ولي من هيچكدومو نخوردم!" و مرد پاسخ داد " ما آورديم مي خواستين بخورين!"

جاني كه خودش ختم زرنگهاي روزگار بود، سري تكان داد و يك سكه 10 سنتي روي پيشخوان گذاشت و وقتي متصدي اعتراض كرد گفت:" من مشاوري هستم كه بابت يك ساعت مشاوره 15 دلار مي گيرم."

متصدي گفت :" ولي ما كه مشاوره نخواستيم؟!" و جاني پاسخ داد :"من كه اينجا بودم مي خواستين مشاوره بگيرين!"

و سپس به آرامي از آنجا خارج شد!

 

تفاوت تحقیقات بازاریابی و تحقیقات بازار

تحقیقات بازاریابی فرآیند طراحی ، جمع آوری ، تجزیه ، تحلیل و ارائه سیستماتیک داده ها و یافته های مربوط به یک وضعیت خاص بازاریابی است که شرکت با آن مواجه شده است .


تحقیقات بازار یابی را نباید با تحقیقات بازار اشتباه گرفت . تحقیقات بازار یا کنکاش در یک بازار خاص فقط یکی از اجزاء تحقیقات بازاریابی است.تحقیقات بازار بطور خاص با جمع آوری اطلاعات درباره اندازه و روند بازار سرو کار دارد اما تحقیقات بازاریابی سطح وسیعتری از فعالیتها را در بر می گیرد.در حالیکه ممکن است تحقیقات بازار را هم در بربگیرد.به عبارت دیگرتحقیقات بازار یک جزء از تحقیقات بازاریابی است که درباره تحقیق نمودن در خصوص  بازارشامل نیازهای مشتریان ، رقبا ، فرصتها و تغییرات بازار می باشد.