هنري فايول (بنيانگذار مکتب مديريت)

1841. تولد
1872. انتخاب به عنوان مدير گروه معادن
1918. بازنشستگي
1925. درگذشت
دهه 1950. انتشار کتاب مديريت عمومي و صنعتي. بدين ترتيب، فايول پس از مرگ به عنوان «پدر و بنيانگزار مکتب مديريت» شهرت يافت .
هنري فايول، تا حدود يک ربع قرن پس از مرگش، در خارج از زادگاهش يعني فرانسه ناشناس باقي مانده بود. در دهه 1950، کتاب او به نام مديريت عمومي و صنعتي منتشر و افکارفايول در خصوص مديريت براي ديگران شناخته شد. امروزه، فايول را پدر و باني مکتب مديريت اجرايي ميدانند.
زندگي و دوران شغلي
فايول کل دوران شغلي خود را در يک شرکت گذراند يعني شرکت معادن و فلزات فرانسه. او کارش را به عنوان مهندس معدن آغاز کرد و در سال 1872 به عنوان رييس گروه معادن منصوب شد. در سال 1888 او به سمت مدير عامل اين شرکت منصوب شد که اين سمت را تا هنگام بازنشستگي خود در سال 1918 حفظ کرد. فايول تا زمان مرگش عنوان رياست افتخاري اين شرکت را در اختيار داشت.
وقتي فايول کارش را آغاز کرد، سلامت مالي بخش معادن بسيار ضعيف بود.اما تا زمان بازنشستگي فايول، اين شرکت از يک تراز مالي بسيار خوب برخوردار شد.
هنري فايول در يک نگاه
دشوار است تاثير فايول بر تفکر مديريت و متفکران مديريت را بسنجيم. او را پدر و بنيانگزار مکتب مديريت مينامند. او نخستين فردي بود که به سازمان «از بالا به پايين» نگريست، مديريت را به عنوان يک فرآيند معرفي کرد، اين فرآيند را به بخشهاي فرعي تقسيم کرد و اصولي را تدوين نمود که باعث بهترين استفاده از افراد ميشوند.فايول بدين ترتيب رشتهاي را براي آموزش مديريت ايجاد کرد.
فايول ميگويد که مديران بايد برنامهريزي کنند، سازماندهي نمايند، کارکنان را انتخاب کنند، هدايت کنند، هماهنگ نمايند، گزارش دهند و تامين بودجه نمايند.
اگر نگاهي دقيقتر به پنج اصل مديريتي فايول داشته باشيم، ميبينيم که تضادها و نگرانيها، مسئوليتها و وظايف، و سبکها و مشکلاتي که يک قرن پيش شناخته شده بودند، هنوز هم وجود دارند. چگونه ميتوانيم تضمين نماييم که اهداف فردي کماهميتتر از منافع جمعي (سازماني) باشند؟ چگونه ميتوانيم افراد را به مسئوليتپذيري و استفاده از قوه ابتکار ترغيب نماييم؟ با توجه به اينکه مقابله با قوانين زايد و بروکراسي يکي از اهداف مهم مديريتي فايول است، اگر او امروز زنده بود و ميديد که پيشرفت بسيار اندکي در اين زمينه حاصل شده است، قطعاً نااميد ميشد.
از دو فعاليت آخر مديريتي فايول يعني فرماندهي و کنترل، براي تشريح ساختار سلسله مراتبي و سبک مديريتي سازمانهاي بزرگ در دهه 1950 تا دهه 1980 استفاده شده است. اما اگر مجدداً نگاهي دقيقتر به گفتههاي فايول داشته باشيم ( بويژه در مورد فرماندهي) ميبينيم که فرماندهي مد نظر او تفاوت چنداني با اصل اعطاي اختيارات و قدرت در مديريت امروزي ندارد.
البته از ديدگاههاي فايول به دليل ضعف در تجزيه و تحليل و ارزشيابي، تداخل در اصول، تداخل در وظايف، سردرگمي موجود در ساختارهايش و توجه بسيار زياد او به يک سلسله مراتب بالا به پايين، انتقاد شده است. البته اصول مديريتي او تفاوت چنداني با ويژگيهاي سازمانهاي رسمي تعريف شده در نوشته هاي ماکس وبر ندارند. تاثير فايول به عنوان نخستين کسي که مديريت را بر مبناي برنامهريزي و سازماندهي افراد، به صورت يک فرآيند سلسله مراتبي بالا به پايين تشريح کرد، مؤيد جايگاه برتر او در ميان دانشجويان و مديران امروزي است.
آثار مهم فايول
کتاب:
«مديريت صنعتي و عمومي»