هنري فورد (تولد ۳۰ ژوئيه ۱۸۶۳ - مرگ ۷ آوريل ۱۹۴۷) بنيان‌گذار کارخانهٔ خودروسازي فورد بود. او اولين کسي بود که براي توليد خودروي ارزان‌قيمت خط توليد را به کار گرفت. او نه تنها انقلابي در صنعت اروپا و آمريکا ايجاد کرد، بلکه ترکيب توليد انبوه، دستمزد بالا و قيمت پايين پيشنهادي او چنان تأثيري بر اقتصاد و جوامع قرن بيستم ايجاد کرد که آن را فورديسم ناميدند. هنري فورد به يکي از مشهورترين و متمول‌ترين مردان تاريخ تبديل شد. او پس از مرگ همهٔ ثروتش را به بنياد فورد بخشيد ولي ترتيبي داد که خانواده‌اش براي هميشه کنترل آن را در دست داشته باشند.
در سال ۱۹۱۸ نيمي از خودروهاي امريکا فورد مدل تي بودند. اما تمام آنها سياه‌رنگ بودند. فورد در زندگينامه خود نوشته است: «هر مشتري مي‌تواند خودرويي به رنگ دلخواه خود داشته باشد تا زمانيکه اين رنگ سياه باشد.» تا پيش از راه‌اندازي خط توليد که براي فعاليت سريعتر تنها خودروي سياه توليد مي‌کرد مدل تي به رنگ‌هاي ديگر مانند قرمز نيز توليد مي‌شد.
داستان زندگي هنري فورد (موسس کارخانه فورد) داستان يک مدير اعجوبه يا موفقيت يک شبه نيست. هنري در يک مزرعه بزرگ شد و مي توانست به راحتي کشاورز باقي بماند اما چيزي قوي تر تخيلات فورد را به پرواز در مي آورد؛ مکانيک، ماشين آلات، درک آنکه هر چيز چگونه کار مي کند و چه پتانسيل هايي براي بهبود آن وجود دارد. در جواني اجزاي هر چيزي را که به دستش مي رسيد، از هم باز مي کرد و به سرعت در بين همسايگان به تعمير ساعت معروف شد.

وي در سال 1896، Quadncycle را اختراع کرد که اولين گاري بدون اسب بود. البته اين اختراع از خودروهاي امروزي و حتي از خودرويي که سال ها بعد خود وي آن را ساخت، بسيار فاصله داشت؛ اما به هر حال نقطه آغازي براي فورد بود. تا قبل از ساخت Quadncycle، تمام سر هم بندي هاي فورد جنبه تجربي و تئوريک داشتف مثل موتور گازي که وي در سال 1980 روي ميز آشپزخانه ساخت و هيچ برقي يا قدرتي ايجاد نمي کرد. اختراع Quadncycle توانايي فورد را در حرفه خود نشان داد.

رويايي که تبديل به يک حرفه و تجارت شد

کارخانه موتورسازي فورد در سال 1903 وارد دنياي تجارت شد. هنگامي که هنري فورد و 11 شريک وي اساسنامه شرکت را امضا کردند با سرمايه اي به مبلغ 28 هزار دلار کارخانه اي که بعدها به يکي از بزرگترين کارخانه هاي دنيا تبديل شد، ديده به جهان گشود. مانند همه سرمايه گذاري هاي بزرگ، آغاز به کار کارخانخ فورد نيز با فراز و نشيب هايي همراه بود. چند ماه بعد، اولين موتور فورد، مدل A، در دترويت فروخته شد. اولين ثبت ارسال محموله مربوط به تاريخ 20 جولاي 1903 (تقريباً يک ماه پس از راه اندازي کارخانه) و براي يک پزشک اهل دترويت بود. با اولين فروش کارخانه، بارقه هاي اميد در دل کارخانه جوان فورد زده شد.

در آن زمان، کارخانه فورد جز 15 کارخانه خودروسازي در ميشيگان و 88 خودروساز آمريکا محسوب مي شد. اما بعد از چند ماه و سوددهي کارخانه، مشخص شد که ديدگاه هاي هنري فورد در صنعت خودروسازي کاربردي است و جواب خواهد داد و چه خوب هم جواب داد.

در پنج سال اول پس از راه اندازي کارخانه موتورسازي فورد، هنري ابتدا به عنوان مدير ارشد و سپس به عنوان رييس کارخانه، بازاري را توسعه داد که نطفه آن در کارگاه واگن سازي وي بسته شده بود. اصرار فورد بر توليد انبوه خودروهاي برتر در کارخانه، باعث بروز اختلافاتي بين و سرمايه گذاران شرکت شد. بعد از مدتي فورد سهان خود را 5/58 درصد افزايش داد و در سال 1906 جايگزين اولين رييس کارخانه، جان اس گري بانکدار اهل دترويت، شد.

توليد انبوه و مونتاژ

شايد اولين حرکت مهم کارخانه فورد در صنعت خودروسازي، راه اندازي خط مونتاژ بود. اولين خط مونتاژ در سال 1913، در ميشيگان آمريکا و در کارخانه Highland Park راه اندازي شد. تکنيک هاي جديد اين امکان را فراهم مي آوردند که هر کارگر در جاي خود بايستد و وظيفه مشخص و ثابتي را بر روي خودروهايي که از کنار وي مي گذشتند، انجام دهد. اين کار باعث شد که بازدهي خط توليد بالا رفته و فورد از رقباي خود پيش افتد و خودرويي با هزينه هاي مناسب تر به مردم عرضه کند.

اولين خودرو

هنري فورد معتقد بود که آينده کارخانه در گرو توليد خودروهايي برتر اما با هزينه کمتر از طريق توليد انبوه است.

در ابتداي سال 1903، کارخانه با استفاده از 19 حرف اول از حروف الفبا خودروهاي خود را نامگذاري کرد. در سال 1908 اولين مدل T به دنيا آمد! و بعد از آن 15 ميليون مدل T ديگر طي 19 سال عرضه شد.

در سال 1925، فورد صاحب کارخانه موتروسازي Lincoln و وارد عرصه ساخت خودروهاي لوکس شد. در دهه 30 شاخه Mercury براي توليد خودروهايي با قيمتي متوسط ايجاد شد. کارخانه فورد در حال رشد بود.

طي دهه 50 و در تاريخ 24 فوريه 1956، فورد سهامي عام شد و 350000 سهامدار جديد پيدا کرد.
هنري فورد دوم با قدرت گيرايي قوي اقتصادي و سياسي خود قدمي را در دهه 50 برداشت که باعث توسعه جهاني کارخانه فورد در دهه 60 و تاسيس شاخه فورد در اروپا در سال 1967 (بيست سال قبل از تشکيل اتحاديه اقتصادي اروپا) شد. در سال 1971 کارخانه فورد شعبه هاي خود را در آمريکاي شمالي (آمريکا، کانادا و مکزيک) نيز گسترش داد.

فورد و خانواده اش

سال هاي مياني دو جنگ جهاني، دوران پر التهابي بود. در سال 1907، کارخانه موتورسازي فورد توليد کاميون و تراکتور را آغاز کرد. در سال 1919، مشاجره ها بر سر ميليون ها پولي که بايد براي ساخت گروه صنعتي Rouge در دربون ميشيگان صرف مي شد، بين سهامداران بالا گرفت و باعث شد که هنري فورد و پسرش ـ ادسل که بعد از پدر رييس کارخانه شد، تنها صاحبان کارخانه شوند.
بعد از فوت ادسل در سال 1943، پدر مغموم دوباره رياست کارهانه را به عهده گرفت. بعد از جنگ جهاني دوم، هنري فورد دوم، در 21 سپتامبر 1945 به عنوان رييس کارخانه منصوب شد. هنري فورد دوم، دوران رياست موفقي داشت و در سال هاي بعد از جنگ جهاني تا دهه هشتاد کارخانه موتورسازي فورد را به خوبي هدايت کرد. وي از سال 1945 تا 1960 رييس کارخانه و از 1945 تا 1979 نفر دوم کارخانه محسوب مي شد. بين سال هاي 1960 و 1980 رييس هيات مديره و از سال 1980 تا لحظه مرگش در سال 1987، مديريت معاونت مالي کارخانه را بر عهده داشت و اکنون در ابتداي صده دوم از عمر کارخانه، يکي ديگر از اعضاي خانواده فورد با نام ويليام کلي فورد (نتيجه هنري فورد) مانند عمويش، هنري فورد دوم، رهبري کارخانه اي را بر عهده دارد که همواره «خانواده» در آن معنايي وراي نام فورد داشته است. وي اولين عضوخانواده است که بيش از بيست سال، اين سمت را بر عهده داشته و به عنوان CEO کارخانه فورد منصوب شده بود.

امروزه، خانواده فورد شامل کارمندان، فروشندگان و تامين کنندگان، سهامداران و مشترياني مي شود که همگي کارخانه را در راه رسيدن به آرمان آن ياري مي رسانند؛ خلق محصولي بزرگ که به نفع مشتريان، سهامداران و جامعه باشد.

آقاي فورد در سپتامبر 1998 به عنوان رييس هيات مديره، در اکتبر 2001 و بعد از ضرر 45/5 ميليارد دلاري کارخانه به عنوان مديرعامل، منصوب شد. در سال 2002 اولين برنامه بازسازي زيربنايي خود را اعلام کرد، اما به اهداف تعيين شده سال 2005 و 2006 نرسيد. پس از آن در سپتامبر 2006 اعلام شد که فورد، کنترل عملياتي کارخانه را يکي از مديران ارشد بوئينگ (که هيچ ارتباطي با صنعت خودروسازي نداشته است)، Mulally Alan سپرده است اما خود به عنوان مدير عامل در هيات مديره باقي خواهد ماند. ميولالي 61 ساله در ابتداي ورود به صنعت خودروسازي، به رياست هيات مديره و معاونت مديرعامل کارخانه فورد انتخاب شد.

اين کار به دنبال فشارهاي سرمايه گذاران و تحليلگران اقتصادي بر مديريت ارشد کارخانه بعد از ضرر 4/1 ميليارد دلاري فورد در نيمه نخست امسال و 10 درصد کاهش فروش در ماه آگوست، صورت گرفت.

اما بيل فورد 49 ساله به عنوان مدير عامل کارخانه باقي مانده است، سمتي که به معني حضور هر روز وي در کارخانه و تصميم گيري در مورد برنامه هاي استراتژيک کارخانه است. اما سوال اينجا است که ميولالي چقدر قدرت نفوذ خواهد داشت؟ فورد اعلام کرده که به هر حال مديرعامل، مديرعامل است و مسووليت کارها بر عهده اوست و ميولالي هم اذعان داشته که در ابتداي ورود خود تغييرات زيادي نخواهد داد.

بيل فورد در پاسخ به اين سوال که چرا مديريت عاملي را به کس ديگري واگذار کرديد، گفته است: براي من مشخص شده بود که به کس ديگري با تجريه ايجاد تحول و مديريت کار تيمي نيازمنديم. من و هيات مديره مدت ها روي افراد مختلف مطالعه کرديم. سابقه درخشان آلن در کار تيمي و ايجاد تحول در بوئينگ و تجربه وي بر من مسجل کرد که وي بهترين انتخاب است. آلن خوب مي فهمد که براي ايجاد تحول نياز به زمان داريم و چقدر دوران انتقار دشوار بوده و خوب مي داند که چگونه تيم را در اين زمان کنار هم نگه دارد. او بعد از 11 سپتامبر دوباره بوئينگ را بازسازي کرد. حقوق اين مدير ارشد بوئينگ 6/22 ميليارد دلار در سال 2005 بوده است. احتمال واگذاري مسووليت هاي در ماه اکتبر داده شده بود. درست است که وي در بخش تجاري بوئينگ تحولات بسياري ايجاد کرده است اما خود آلن خوب مي داند که راه دشواري در پيش دارد. آلن مسايل اساسي که بايد روي آنها متمرکز شود را قيمت، بازدهي توليد و محصولات نام برده و گفته است که هي دليلي براي عدم موفقيت در بازگرداندن دوباره فورد به عنوان سردمدار خودروسازان جهان نمي بيند.

يکي ديگر از دلايل انتخاب آلن، تجربه او در برخورد با اتحاديه کارگيري است که به طور مسلم به حل مشکلات فورد کمک خواهد کرد.

آلن ميولالي نهمين مدير عامل کارخانه فورد از زمان تاسيس محسوب مي شود. مديران عامل گذشته کارخانه عبارت بودند از:

بيل فورد: 2001 تا 2006
ژاکز ناصر: 1999 تا 2001
الکس تروتمن: 1993 تا 1998
هارولد رد پولينگ: 1990 تا 1993
دونالد پترسن: 1985 تا 1990
فيليپ کالدول: 1979 تا 1985
هنري فورد دوم: 1960 تا 1979
هنري فورد: 1903 تا 1945

ـ کارخانه فورد در قرن گذشته با افکار و ايده هاي مردي به نام فورد شروع به کار کرد و امروزه خانواده اي از برندها را در خود اي داده است: فورد، ليتملن، مرکوري، مزدا، جگوار، لندرور، ولوو، آستون مارتين اميدوار است که بتواند جوابگوي نياز دنياي امروز باشد. اما اداره هر کدام از اين شاخه ها بسيار دشوار است و نديران فورد مانده اند که با اين غول هشت سر چه بکنند؛ هر از چند گاهي يکي از سرها را جدا کرده و مي فروشند!

محصولات اين گروه خودروسازي عبارتست از:

فورد: مدل هاي فوکوس با قيمت 14 تا 18 هزار دلار، رنجر با قيمت 15 تا 25 هزار دلار، فيوژن با قيمت 18 تا 23 هزار دلار، 150ـF با قيمت 19 تا 37 هزار دلار، اسکيپ با قيمت 20 تا 26 هزار دلار، موستانگ کوپه با قيمت 20 تا 42 هزار دلار، فيوهاندرد با قيمت 23 تا 27 هزار دلار، فري استار با قيمت 24 تا 30 هزار دلار، موستاگ قبل تبديل (با سقف تاشو) به قيمت 25 تا 47 هزار دلار، اکسپلورر اسپورت به قيمت 25 تا 27 هزار دلار، کرون ويکتوريا با قيمت 25 تا 28 هزار دلار، اج به قيمت 26 تا 28 هزار دلار، اکسپلورر 26 تا 40 هزار دلار، اکونولاين سري E به قيمت 26 تا 33 هزار دلار، اسکيپ هيبريدي به قيمت 26 تا 28 هزار دلار، فري استايل به قيمت 26 تا 30 هزار دلار، سوپر ديوتي به قيمت 26 تا 51 هزار دلار، اکسپديشن به قيمت 30 تا 40 هزار دلار، فورد GT به قيمت 151 هزار دلار.

لينکلن: با مدل هاي زفير: 35 ـ 30 هزار دلار، MKX: 34 ـ 36 هزار دلار، مارک LT: 43 ـ 40 هزار دلار، LS: 40 ـ 48 هزار دلار، TOWNCAR: 43 ـ 51 هزار دلار و MAVIGATOR: 50 ـ 56 هزار دلار.
مرکوري: با مدل هاي ميلان: 23 ـ 19 هزار دلار، مارينر: 22 تا 27 هزار دلار، مونتگو: 29 ـ 25 هزار دلار، گرند مارکوييس: 32 ـ 26 هزار دلار، مونتري: 35 ـ 29 هزار دلار، MOUNTAINEER: 30 تا 34 هزار دلار و مارينر هيبريذي: 30 تا 34 هزار دلار.

مزدا: با مدل هاي مزدا 3 (چهار در): قيمت 14 تا 20 هزار دلار، کاميون سري B: 16 تا 27 هزار دلار، مزدا 3 (پنج در): به قيمت 18 تا 20، مزدا 5: 18 تا 22، مزدا 6 اسپرتي سدان: 20 تا 27، مزدا 6 (پنج در): 21 تا 27، TRIBUTE: 21 تا 24، MIATA 5 ـ MX: 21 تا 25، MPV: 23 تا 29، مزدا اسپيد 3 با قيمت 23 تا 25 هزار دلار، 7ـ CXبه قيمت 24 تا 27، مزدا 6 اسپرتي واگن: 25 تا 28، 8 ـ RX: 27 تا 32 و مزدا اسپيد 6: به قيمت 29 تا 30 هزار دلار.

ولوو: مدل هاي 40S به قيمت 24 تا 29 هزار دلار، 50V:27 تا 30، 70V:30 تا 41، 60S: 31 تا 39، 90XC:36 تا 46، 70 CX به قيمت 36 و 70C به قيمت 39 هزار دلار.

جگوار: نوع X با قيمت 35 تا 40 هزار دلار، S با قيمت49 تا 64 هزار دلار، XJ با قيمت 62 تا 92 هزار دلار، XK کوپه با قيمت 76 هزار دلار و XK قابل تبديل با قيمت 82 هزار دلار.

لندرور: مدل 3LR با قيمت 39 تا 54 هزار دلار، مدل رنجرور اسپرت با قيمت 57 تا 70 هزار دلار و مدل رنجرور با قيمت 76 تا 91 هزار.

آستون مارتين: مدل هاي VONTAGE 8V با قيمت 100 تا 125 هزار دلار، 9DB با قيمت 155 تا 160 هزار دلار، VALANTE 9DB با قيمت 175 تا 178 هزار دلار، QUISHS VAN با قيمت 255 هزار دلار!!!

کاميون هاي ساخت فورد: سري 750 ـ F، 650 ـ F ،550 ـ F، 450 ـ F، 350 ـ F، 250 ـ F: F؛ سري 450 ـ E، 350 ـ E، 250 ـ E، 150 ـ E: E؛ و مدل LCF.

خبرهايي از فورد

ـ کارخانه فورد اعلام کرده که ممکن است شاخه خودروهاي لوکس خود، Aston Martin را بفروشد. سخنگوي فورد، تام هويتف ابراز داشت که فورد علاقه برخي شرکت ها را در رابطه با خريد اين برند بررسي کرده و مايل است که آن را به طور عمومي اعلام کند تا مراحل و مذاکرات رسمي کار شروع شود. آستون مارتين سال گذشته 4500 دستگاه فروخت و پيش بيني مي شود که امسال 5000 دستگاه فروخته شود. اين در حالي است که در سال 1992 تنها 46 خودرو از اين برند به فروش رسيده بود. به گفته بيل فورد، آستون مارتين قابليت جذب سرمايه و سودهي خوبي دارد.

وي افزود: « اين کارخانه تحت لواي فورد شکوفا شد به همين دليل تصميم گرفتيم تا کل اين کارخانه يا بخشي از آن را به فروش رسانيم. اين کارخانه بهترين و عاقلانه ترين انتخاب براي سرمايه گذاري در بين برندهاي متعلق به فورد است زيرا شبکه فروش خوب، طراحي محصول فوق العاده و ابعاد و اندازه هاي متمايز دارد».

فروش اين برند شايد بتواند فورد را در حمايت بهتر و سرمايه گذاري بيشتر در برندهاي ديگر خود ياري رساند. هيچ تصميمي براي واگذاري ديگر برندها اتخاذ نشده است. کارخانه فورد در سال 1987، 75 درصد از آستون مارتين و سال 1994 صد درصد آن را خريداري کرد. البته، مديران ارشد کارخانه فورد همواره اعلام کرده اند که آستون مارتين سودده است اما در آگوست 2005 هنگامي که مدل Lagonda از اين برند در نيمه اول سال سودده شد؛ کارخانه اعلام کرد که اين اولين سوددهي آستون مارتين از ابتداي دهه 60 تاکنون است!

ـ برنامه بازسازي زيربنايي اعلام شده در سال 2002 عبارت بود از: تعديل نيرو به ميزان 35000 شغل و بستن 5 کارخانه در آمريکاي شمالي اما اين برنامه با اعلام عدم دستيابي به سود پيش بيني شده در سال 2005 به حالت تعويق درآمد. از بهار 2005 تاکنون، فورد شعبه فروش اقساطي خودرو Hertz و تامين کننده قبلي قطعات خود Visteon را واگذار کرده است.

در برنامه جديد 000/30 شغل تا سال 2012 حذف شده و 14 کارخانه در آمريکاي شمالي بسته خواهند شد.

بيل فورد اذعان داشت که اميدوار است قيمت گازوئيل زياد نشود تا در فروش خودروهاي SUV آنها تاثير منفي نگذارد. چندي پيش رويترز اعلام کرد که کارخانه فورد به دليل فروش اندک کاميون ها، هزينه هايي که بابت تعديل نيرو پرداخته است و چندين دليل ديگر، متحمل سنگين ترين ضرر در 14 سال گذشته به ميزان 8 و 5 ميليارد دلار شده است. فورد اعلام کرده است که براي جبران اين خسارت امکان دارد که 45000 شغل را حذف و 16 کارخانه را نيز تعطيل کند.

تحليلگران، ميولالي را به فروش بيشتر سهام و حمايت از موقعيت مالي فورد ترغيب مي کنند. فورد نياز دارد تا آنقدر منعطف شود که بتواند با حجم توليد کمتر در هر پلتفرم و در هر خط توليدي، سود ده باشد.

60 درصد فروش فورد خودروهايSuv و Pickup است و با افزايش قيمت گازوئيل، علاقه مردم به خريد اين خودرها کاهش پيدا کرده است.

ميولالي اعلام کرد است علاوه بر آستون مارتين، فورد آمادگي واگذاري برند ديگر خودروهاي لوکس خود از جمله جگوار، لندرور و ولوو را دارد.

فورد به منظور کاهش نيروي انساني کارخانه هاي خود به نصف، به همه کارگران خود پيشنهاد بازخريد شدن داده است و تا سال 2007 کارگران ساعتي خود را بازخريد مي کند. 4000 کارمند شرکت واگذار شده Visteon نيز با باز خريد شدن موافقت کرده اند.

منبع: مجله کيفيت خودرو